معرفي فناوري سلامت و لزوم توجه به جايگاه ويژه آن در تعيين جايگاه مهندسان پزشکي
مهندسان پزشکي در جايگاه واقعي خود نيستند
يكي از ارزشمندترين و عمدهترين دستاوردهاي بشر كه براي بهدست آوردن و حفظ آن تلاش ميكند، سلامتي است. به همين خاطر دانشمندان علوم مختلف با پيشرفت دائمي و سريع خود و همچنين صرف هزينههاي نامحدود، سعي دارند تا بيشترين اشراف ممكن را در زمينه تعالي باليني زندگي، كسب نمايند. با نگاهي به نمودار سرعت پيشرفت فنآوري پزشكي به نكات زيادي پي برده ميشود : درمانهاي اوليه و حتي اعمال جراحي به سرعت كشف شدند اما سالها طول كشيد كه انسان به وجود ويروسها و باكتريها پي ببرد، از آن تاريخ طبابت بهصورت غير رسمي كنار ديگر حرفههاي معتبر و با جايگاه جامعه مانند : منجمي!، جادوگري! و پيشگوئي!، شروع به فعاليت نمود. ممكن است اين جمله كمي مضحك باشد، ولي اين يك واقعيت مستند است و تاريخ شهادت ميدهد كه براي ابطال و انقراض همه آن تفكرات پوچ و مضحك، نسلهاي زيادي از بشريت نابود شدند. بله طبابت شايد جزو اولين اقدامات بشر باشد ولي هزاران سال طول كشيد تا بصورت يك شغل علمي و مستقل از سلماني و دلاكي و دعانويسي، شناخته شود. اما شايد، تخصصي شدن رشتههاي پزشكي و ايجاد شاخههاي علمي متنوع، چند سال بيشتر زمان به خود اختصاص نداد. علوم مختلف به سرعت با هم تركيب شدند و پيشرفتهاي وسيع فنآوري پزشكي در زماني كمتر از 100 سال بهوقوع پيوست. اكنون ما در فضائي قرار داريم كه به حماقت ميلياردها انساني كه قبل از ما زندگي كرده اند ميخنديم ولي يك نكته، قابل تعمق و تفكر است....
ما در نقطه عطف تاريخ علم قرار داريم و هنوز تا تكامل خود، راه بسيار زيادي را در پيش خواهيم داشت، همه ما شايد امثال اين جملهها را تا كنون شنيده يا گفته باشيم :
• اگر اين دارو 10 سال زودتر به بازار ميآمد، الان مادربزرگ زنده بود،
• اگر تاثيرات مخرب پوكي استخوان را ميدانستم، تا ميتوانستم از آن پيشگيري ميكردم،
• كاش قطره فلج اطفال به من هم خورانده ميشد و
• كاش وبا، مالاريا، گريپ، آبله و صدها بيماري قابل كنترل ديگر جان اين همه انسان را نميگرفت.
همه اين اگرها و كاشها به ما ثابت ميكند كه، عموم تحولات پزشكي در سالهاي اخير اتفاق افتادهاند و در ضمن اين نكته را هم به ما نشان ميدهد كه سرعت تغييرات در سيستمهاي موجود تامين سلامت، به شكل خارق العاده اي رو به افزايش است. شايد فكر كنيد كه تاكنون، همه اين مطالب خبرهاي خوشي هستند ولي بايد اشاره شود كه سطوح فنآوري مدرن و بالاتر در كنار مزايا و كاربردهاي وسيعشان يك تالي فاسد هم دارند و آن عدم اطلاع از بكارگيري بجا و صحيح فنآوري است. هزينههائي كه براي كسب فنآوري متحمل ميشويم عموماً به صورت زير است:
• هزينه بسيار سنگين تامين فنآوري،
• هزينه آموزش نيروهاي انساني،
• هزينه تغيير در استراتژي گذشته سازمان،
• هزينه تغيير ساختار سازمان براي اجرائي كردن فنآوري،
• هزينه يكپارچهسازي فرهنگي و
• هزينه سرويسهاي نگهداري و تعميرات.
هر سازمان معمولا با علم به وجود اين هزينهها و به قصد استفاده مفيد از فنآوري، اقدام به تأمين آن ميكند. آنچه كه به عنوان تهديد بزرگ از آن ياد ميشود، عوارض بزرگي است كه از اين بابت گريبان گير ما خواهد شد و متأسفانه تعدادشان هم كم نيست و ما عموماً همه آنها را در يك نام «اشتباهات كارشناسي» خلاصه ميكنيم. اگر قدري در اين مسئله دقيق شويم، يقيناً پي خواهيم برد كه در عصر انفجار اطلاعات ديگر نميتوان بدون استفاده از مشاوران و متخصصان فنون مختلف به يك تصميمگيري صحيح دست يافت. اين مسئله بهويژه در مواردي كه با جان انسان، سروكار دارد خود را بيشتر از پيش نمايان ميكند. امروزه تأمين فنآوري پزشكي تنها با داشتن يك يا دو تخصص ميسر نيست و براي بهرهبرداري كامل از آن بايد از چندين تخصص مختلف از قبيل : فني، مهندسي، پزشكي، حقوقي، مالي، اقتصادي و مديريتي استفاده كرد. اين تهديد زماني آشكارتر ميشود كه بدانيم، براي هيچ سازماني صرف نميكند كه اين مشاوران تخصصي نسبتاً گران را دائما در اختيار خود داشته باشد و به همين دليل در بسياري از موارد ميبينيم كه تصميمگيران بزرگ مراكز به گزارشها و استنباطهاي شخصي كارشناسشان اعتماد و اكتفا كرده و با دست خود سازمان خود را درون يك چاه بزرگ مياندازند كه بيرون آمدن از آن مستلزم صرف زمان و منابع بسيار بوده و گاهي كاملا غير ممكن ميشود. بطور خلاصه و براي نتيجهگيري از اين مطالب بايد اشاره شود كه اكنون ميان رشتههاي پزشكي و مهندسي، رشتههاي جديد ديگري بهوجود آمده است كه بعضا به آنها دسترسي نداريم و شايد اصلا اطلاعي از وجود آنها در دست نباشد؛ برخي از آنها عبارتند از :
• Technical Assistance
• Technology Absorption
• Technology Transfer Contracts
• Technology Integration
• Operation Research
• Health Rationing
• Economic Engineering
• Health Technology Management
• …
هيچيك از فنون مذكور به تنهائي براي تصميم گيري در مورد فنآوري كفايت نميكند و يك مركزيت براي جهت و پردازش همه موارد فوق مورد نياز است، مسلما ايجاد اين مركزيت نه در شرح وظايف مراكز درماني ذكر شده است و نه امكانات لازم (مالي، اداري، اقتصادي و...) در اختيار ايشان گذارده شده است. به علاوه صرف هزينه دائمي بسيار بالا براي اخذ تصميمهاي اقتضائي، هرگز توجيه اقتصادي ندارد. در همين راستا و با توجه به اين مقدمه جا براي طرح يك مطلب اساسي ايجاد شده است كه در ذيل به آن پرداخته ميشود.
يكي از مسائل و مشكلاتي كه در چند سال اخير، سياست گذاريهاي كلان دولت را در جهت ساماندهي وضعيت سلامت در سطح اقشار جامعه، تحت تاثير مستقيم خود قرار داده است، توزيع عادلانه سلامت در كشور است. اين مسأله به دلايل زير بسيار حائز اهميت است:
• يكي از مهمترين شاخصهاي ارزيابي هر كشور در جهان، بررسي نحوه توزيع سلامت است،
• هزينههاي مستقيم و غيرمستقيم بسيار زيادي از اين بابت به دولت تحميل ميگردد. ( اين هزينهها ميتواند شامل طرحهاي مختلف كشاورزي، صنعتي، تجاري و حتي اجتماعي باشد كه فرآيند كنترل سلامت را بصورت غير مستقيم هدايت ميكند يا اينكه مستقيما به طرحهاي پيشگيرانه، تشخيصي يا درماني معطوف گردند)،
• بودجه اختصاص داده شده به سلامت، به هر حال محدود بوده و با وجود اين مطلب بايد سياستها به گونه اي باشد كه موازنه سلامت دائما حفظ گردد،
• حوادث غير مترقبه ( بلاياي طبيعي، شيوع بيماريها و... ) دائما برنامهريزيهاي دولت را تحت تاثيرات خود قرار خواهد داد و امكان سرعت بخشيدن به حركت كلان مملكت را به سمت اهداف آرماني خود، دائما ساقط ميكند،
• پيشرفتهاي سريع فنآوري، بصورت ناخواسته، علوم مختلف را با يكديگر تركيب كرده است و باعث ميشود كه براي اجراي بهينه هر يك از فرآيندها نيروهاي متخصص در آن بهكار گرفته شوند و
• با توجه به حساسيت بالاي مسئله و مسير سختي كه در پيش رو داريم چارهاي جز شناسائي و پرهيز از اشتباهات تكراري نخواهد بود. با اين روش ميتوان مشكلات اتفاقي را ( كه متاسفانه بصورت روال درآمده است) برطرف ساخته و به حل مشكلات اصلي و مسائل مربوط به طرحهاي توسعه پرداخته شود.
حال اين دامنه را قدري محدود كرده و مستقيما به مسئله اتلاف منابع در بخش درمان پرداخته ميشود. در ميان تلاشهاي فراوان مبني بر افزايش بازدهي سيستمهاي سلامت (چه از لحاظ افزايش تخصصهاي پزشكي، بهبود روشهاي تشخيصي و درماني، اصلاح ساختارهاي اداري، افزايش دقت و حساسيت در زمينه روشهاي پيشگيري و... ) يك خلا به وضوح مشاهده ميگردد و آن هم مشخص نبودن جايگاه واقعي مهندسان پزشكي است. پيشرفت سريع فنآوري اين واقعيت را نشان ميدهد كه ديگر نميتوان بدون حضور مهندسان تجهيزات پزشكي، حتي براي طراحي يك مجموعه خدمات بهداشتي - درماني، برنامه ريزي كرد، چه رسد به تهيه و كاربري تجهيزات مدرن كه همواره جزء لاينفك فرآيندهاي تامين سلامت است. آنچه كه به عنوان يك مشكل به آن اشاره ميشود عدم استفاده از مهندسان پزشكي نيست بلكه استفاده از اين عناصر موثر، در فرآيندهاي غلط و جايگاههاي نامربوط است، كه باعث ميشود، در اكثر موارد تاثير وجودي آنها هرگز معلوم نبوده و يا حتي به ايجاد مزاحمت براي عناصر و واحدهاي ديگر منجر شود. مسئله فنآوري درماني آنقدر اهميت دارد كه مهندسان را در بعضي سيستمها تا حد مسئوليتهاي كلان بالا برده است به نحوي كه مجبور ميشوند در مورد كارهاي ديگر نيز كه خارج از تخصصشان ميباشد تصميمگيري نمايند. از طرفي در بسياري از سيستمها نقش مهندسان به قدري ضعيف است كه با چالشهاي بزرگي در زمينه كاربري صحيح فنآوري روبه رو هستيم و از اين بابت خسارتهاي سنگيني به مراكز وارد ميشود.
تاكنون سالهاست كه ما روشهاي مختلف را در هدايت مراكز درماني و استفاده از فن آوري پزشكي مورد استفاده و آزمايش قرار داده ايم، عموم اين روشها كه معمولا با تكنيك سعي و خطا بكار گرفته ميشوند از عملكرد پائين برخوردار بوده و آن دسته هم كه بطور نسبي موفق بودهاند، مربوط به شرايط ويژه هستند و در همه جا كفايت لازم را ندارند. دلايل عمده عدم كارائي روشهاي مذكور عبارتند از :
• تكيه صرف بر تجربه مديران قديمي،
• عدم اطلاع و كارائي پزشكان در مديريت و هدايت فرآيندهاي فنآوري سلامت،
• سرعت بالاي تغييرات فنآوري و همچنين سرعت بالاي افزايش تنوع بيماريها،
• نبود قابليت اتكا به مهندسان جوان تجهيزات پزشكي به دليل كم تجربگي و نداشتن اطلاع در مورد روشهاي پياده سازي مديريت علمي،
• عدم اطلاع سيستمهاي هدايتي موجود، درباره تغييرات وسيع مديريت علمي فنآوري و الزامات استاندارد كاربري
• نبود سيستم نظارتي رسمي و جدي بر وضعيت تامين و كاربري تجهيزات در كشور
• نفوذ واژههاي تخصصي مهندسي صنايع به دليل جذابيتهاي فني ( از قبيل : بهره وري، برنامه ريزي استراتژيك، بهبود مستمر، امكان سنجي و... ) و عدم برخورد صحيح علمي با آنها،
• تركيب پيچيده چند علم تخصصي ( پزشكي، مهندسي پزشكي، مهندسي صنايع، اقتصاد، حقوق و مديريت ) و عدم كارائي موثر هر يك از متخصصان به تنهائي،
• رقابت منفي متخصصان براي حفظ قدرت كاذب و نتيجتاً جايگزيني تعارض به جاي تعامل در سيستم،
• عدم تمايل سازمانها به ايجاد تغيير و
• اصرار بر تهيه و تامين آخرين فنآوري روز و در عين حال مقاومت شديد در برابر يكپارچه سازي سيستم براي كاربري صحيح.
آنچه در حال حاضر به عنوان يك راه حل اساسي براي جلوگيري از اثرات نامطلوب ناشي از استفاده غلط فنآوري ميتوان پيشنهاد كرد در واقع بهكارگيري از فنون علمي- كاربردي اشاره شده در بحث مديريت فنآوري سلامت است.
بطور كلي تعريف سازمان بهداشت جهاني (WTO) از فنآوري سلامت، بهصورت زير است:
داروها، ابزار و روشهاي درماني و جراحي كه جهت پيشگيري، تشخيص و درمان بيماريها استفاده ميشود و در بسياري از موارد تكنيكهاي سنتي پزشكي را هم شامل ميشود و همچنين دانش پيوسته با موارد فوق و سيستمهاي پشتيبان و سازماني كه امكانات لازم براي بيماران و درمان آنها را از قبيل محيط درماني، غذا، اطلاعات تكنيكي و اطلاع رساني درماني را فراهم ميكند.
مديريت فنآوري سلامت به عنوان يك راه حل اساسي براي حل مشكلات مرتبط با تكنولوژي، به نسبت رشتههاي ديگر، بسيار جوان است. در حال حاضر تحقيقات بسيار كمي در اين زمينه انجام شده است و علت اصلي وجود اين خلا را ميتوان تنوع زياد در وجود تخصصهاي مختلف در كنار يكديگر دانست. در واقع ميتوان گفت كه با تخصصي شدن رشتههاي مختلف، امكان برقراري ارتباط صحيح و استفاده كامل از امكانات مشترك وجود ندارد. فاصله علوم به قدري از هم زياد شده است كه صاحبنظران هر علم به ندرت همديگر را ميشناسند، اين مسئله در مورد سلامت، خود را بيشتر نشان داده است. در حال حاضر طراحان فنآوري فني و كاربران علوم پزشكي به طرز بسيار زيادي از هم فاصله گرفته اند و اين باعث ميشود كه در نهايت، دستگاهي كه با هزينههاي فرصت بسيار زياد طراحي و توليد ميشود، نتواند نياز كاربرانش را بصورت كامل برآورده سازد و يا در موارد بسياري، شايد از نصف امكانات موجود در آن دستگاه هم استفاده نشود. در اين ميان آنچه كه بطور واضح خود را نشان ميدهد اين است كه، فنآوري به سرعت در حال پيشرفت است و تبديل اين حقيقت به يك فرصت مناسب و يا برعكس به يك تهديد خطرناك، مستلزم برقراري و يا عدم توجه به پلهاي ارتباطي ميان رشتههاي تخصصي مرتبط با سلامت ميباشد. فرصتهاي استفاده از فنآوري در تامين سلامت را عموما، به دليل تبليغات گوناگون شناخته ميشود، برخي از آنها عبارتند از :
• افزايش سرعت در روند بهبود بيماران،
• افزايش دقت در فرآيند تشخيص و درمان،
• امكان افزايش دامنه درمان بيماريها،
• كاهش درد و رنج بيماران در طول درمان،
• كاهش ريسك انجام فرآيندهاي درمان،
• كاهش هزينههاي مرتبط با سلامت و
• افزايش كيفيت زندگي.
و اما اين نكته بسيار مهم وجود دارد كه در اثر عدم استفاده صحيح از فنآوري نه تنها تمام اين فرصتها از دست ميروند بلكه با مجموعه اي از تهديدات جديد هم رو به رو خواهيم شد و به همين دليل بايد بدانيم كه استفاده از فنآوري، يك تالي فاسد هم دارد كه بايد از بروز آن جلوگيري شود. برخي از تهديدات عبارتند از:
• تحميل هزينههاي بسيار سنگين خريد، آموزش، نگهداري، تعميرات، خواب سيستم، فرهنگسازي و...،
• بروز عوارض جبرانناپذير و ناخواسته براي بيماران،
• عدم استفاده كامل از فنآوري در مقايسه با سيستمهاي قديميتر،
• پيچيدهتر نمودن فرآيند درمان و تشخيص اشتباه،
• پائين آمدن بازده خدمات مراكز درماني و
• گسترش فرهنگ غلط و تعريف نيازهاي كاذب.