کاربر مهمان ||  ورود

گزارشات صنفی - ماهنامه مهندسی پزشکی

ماهنامه شماره 204

توليدکنندگان از چالش هاي خود ميگويند؛ جسم تبدار توليد درانتظار درمان

نویسنده: مينا دارابي، پرنيان سلطان

توليدکنندگان از چالش هاي خود ميگويند؛ جسم تبدار توليد درانتظار درماندریافت فایل - 1404KB

بعد ازگذشت يک سال از آغاز طرح تحول نظام سلامت، کمبود منابع مالي گريبان اين طرح را گرفت. تداوم سياست هاي دولت در جهت کنترل تورم و کاهش ميزان نقدينگي، سبب شد که بخشي از سرمايه تمامي فعالان صنعت تجهيزات پزشکي راکد شود. اين موضوع به عنوان مهمترين و اولين چالش در ذهن همه فعالان اين حوزه نقش بسته، تاآنجا که بعد از يک احوالپرسي ساده جملهاي درباب تلاش براي وصول مطالبات يا نگراني از آينده کاريشان به دليل تاخير در پرداختي ها ميگويند. بدهي مراکز درماني بنابر اعلام دبير انجمن توليدکنندگان به 3 هزار ميليارد تومان رسيده است. چالشي که طرح توسعه بسياري از شرکتهاي باسابقه و فعال را متوقف کرده و نگراني ها درخصوص آينده طرح تحول نظام سلامت و کيفيت خدمات درماني به مردم را افزايش داده است.

GozareshVije204_1.jpg

 بااينکه نزديک به دو دهه از آغاز توليد تجهيزات پزشکي در ايران ميگذرد، حمايت از توليد در اواخر دهه 80 تقويت شد و پيشرفتها از همان زمان شدت گرفت. با اين حال توليدکنندگان نظر ديگري دارند و ميگويند هنوز موانع زيادي بر سر راه توليد قرار دارد. آنها براين باورند تا کنون کسي از توليد حمايت واقعي نکرده است و چون نوزادي است که با سينهاي خشک قد کشيده.
برخي از فعالان بر اين باورند که توليد داخل و توانمند شدن در اين عرصه ميتواند در شرايطي نظير تحريمها، ما را مقاوم کند. اين درحاليست که دست کم در شرايط کنوني بخشي از مراحل توليد که شامل تامين قطعه يا خريد مواد اوليه است، وابسته به ارتباط با کشورهاي ديگر است و از راه واردات تامين ميشود. موضوعي که درواقع يکي از مهمترين چالش هاي توليدکنندگان نيز هست. بنا به گفته آنها مقايسه ها نشان ميدهد که تعرفه واردات کالا از قطعات کمتر است؛ در اين صورت هزينه هاي بيشتري به توليدکنندگان تحميل شده، درنهايت قيمت تمام شده محصول توليدي افزايش پيدا ميکند و شانس رقابت با کالاي وارداتي از دست ميرود.
اما اين تنها نگراني توليدکنندگان نيست. خريد متمرکز بدون پرداخت عوارض، ماليات و محاسبه سود براي يک گروه ستادي از ديگر نگرانيهاي آنهاست. براساس گفته ها، عملکرد هيئت امناي ارزي اگرچه در برخي موارد به نفع شرکتهاي توليدي است اما هستند توليدکنندگاني که کالاي آنها مورد اقبال و توجه اعضاي اين هيئت قرار نميگيرد. اينجاست که موضوع عدالت در برگزاري مناقصات و حاشيه هايي که ميتواند منجر به برنده شدن يک عرضه کننده درميان افراد ديگر گردد، مطرح ميشود. باتوجه به اينکه هيئت امناي ارزي در سالهاي اخير نقش پررنگي در تامين تجهيزات مراکز درماني کشور داشته نميتوان از تاثيري که بر بازار ميگذارد غافل شد، تاثيري که اگر بيش از اقدامي نظير قيمتگذاري نباشد کم از آن نيست.
از ديدگاهي ديگر نبود فرهنگ خودباوري و تلاش براي پيشرفت کشور به عنوان يک مانع در برابر توليد ديده ميشود. اين درحاليست که برخي ديگر براين باورند که عدم اعتماد مسئولان به بخش خصوصي راه را براي ورود به عرصه توليد بيش از هميشه دشوار ميکند.
طرح تحول نظام سلامت دست کم تا زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري در سال گذشته،به عنوان يکي از مهمترين اقدامات دولت به شمار ميرفت. طرحي که علاوه بر دولت براي حاکميت نيز از اهميت زيادي برخوردار است. در اين ميان توليدکنندگان در تجهيز بيمارستانها و مراکز درماني نقش عمدهاي داشتند. جايگاهي که در بازار تجهيزات پزشکي نيز در حال رشد است. در همين راستا با مديران پنج شرکت توليدي فعال به گفتگو نشستيم و از آنها پرسيديم که توليد با چه چالشهايي مواجه است و چگونه ميتوان آن را نجات داد.

دکتر محسنی، مدیرعامل شرکت ایکس ری ایران (X-Ray Iran)
 از تولید و چالشهایش میگوید:
اعتماد مسئولان
عامل موفقیت تولیدکنندگان است

Mohseni204.jpg


اگرچه بسياري از توليدکنندگان در سالهاي اخير دست از کار کشيده اند اما او هنوز پابرجا است. پشتوانه اش را سرمايه گذشته ميداند و توليدکردن را عاشقي. باوجوداينکه در سالهاي اول کارش تنها در واردات تجهيزات پزشکي نقش داشته اما تا فرصتي دست ميدهد براي توليد خيز برميدارد. درنتيجه همان قدم اول هم بود که امروز مهدي محسني، فارغ التحصيل دکتراي فيزيک راديولوژي از دانشگاه سوربن فرانسه تا به امروز يک توليدکننده باقيمانده است. او که موقعيت کنوني خود را نتيجه اعتماد يک مسئول به يک جوان ميداند، نزديک به شش دهه است که در زمينه توليد تجهيزات پزشکي فعاليت ميکند. در همين راستا به سراغ دکتر محسني رفتيم و از او خواستيم درمورد چالشهاي توليد و توليدکنندگان بگويد.

   توليد به چه معناست؟

توليد مثل فرزند آدم مي ماند. يک انسان همان قدر که از رشد فرزند خود لذت مي برد، از توسعه توليد هم لذت مي برد. به همين دليل اين مقوله بسيار ارزشمند است. توليدکننده يا عاشق است يا ديوانه. اگر با عشق کاري که آغاز کرده را به نتيجه  برساند عشق خود را اثبات کرده است.
بسياري از سرمايه گذاران اين حوزه مي توانند سرمايه خود را درراه هاي ديگري به غير از توليد صرف کنند، اما باوجود شرايط سخت توليد و اضطراب ناشي از اين کار و صرفاً به خاطر عشق و علاقه به توليد، ثروتشان را به خطر مي اندازند و درراه توليد صرف مي کنند.
اينکه چه چيزي توليد کنيم هم موضوع مهمي است. توليد تجهيزات پزشکي که با سلامت و جان مردم سروکار دارد بسيار دشوار است. توليدکنندگان اين حوزه بايد تأييديه هاي مختلف را دريافت کنند تا بتوانند محصولات توليدي خود را عرضه کنند. خيلي از محصولاتي که از سوي توليدکننده هاي ايراني توليد مي شوند، نمونه اروپايي و آمريکايي هم دارند. بنابراين لازم است توليدکنندگان تأييديههاي بين المللي و معتبر را دريافت کنند تا بتوانند در بازار داخل فعاليت کنند. بنابراين اين نوع از محصولات با محصولات ديگر بسيار متفاوتاند. افرادي که قدم به اين عرصه مي گذارند بايد تمام عمر و جواني خود را در اين راه صرف کنند.

   از چالش هاي توليد برايمان بگوييد. فکر مي کنيد چه موانعي بر سر راه توليد است؟
مواد اوليه و قطعات موردنياز براي توليد دستگاه در خيلي از موارد به کشور وارد مي شوند. در برخي موارد نيز مواد اوليه از داخل تهيه مي شود. مي خواهم در اين مورد خاطره اي براي شما تعريف کنم. دستگاه Processor (پروسسور راديولوژي) يکي از محصولات ماست که از 30 سال پيشتوليد مي کنيم و مدت هاست دستگاه CR جاي آن را گرفته است. براي ساخت هر دستگاه نياز به 16 متر شفت استيل 316 داشتيم که بايد از وزارت صنايع مي خريديم. طبق فاکتوري که وزارت صنايع به ما داد درصد خلوص آن استيل، 316 بود اما بعدازاينکه اين شفت ها روي دستگاه نصب  شد و يک سال در بيمارستان مورداستفاده قرار گرفت، آرامآرام شروع به زنگزدن  کرد. پزشکان به ما اعتراض مي کردند که کيفيت محصولات شما خوب نيست. وقتي اين موضوع را پيگيري کرديم متوجه شديم که درصد خلوص استيلي که وزارت صنايع به ما ميفروخت 310 بود و نه 316. خوب در چنين شرايطي بهسختي مي توان از توليد سخن گفت.
توليد در بسياري از رشته ها متولي ندارد. افرادي که بهعنوان توليدکننده فعاليت مي کنند با خوندل سرپا ماندهاند. مديران کشور ما بايد به توليدکنندگان افتخار کنند که در اين شرايط همچنان فعاليت ميکنند.
متأسفانه بايد بگويم توليد در حوزه تجهيزات پزشکي که از دهه 30 آغاز شد در سال هاي اخير، روبهزوال بوده است. توليدکننده داخلي نمي تواند با واردکنندگان محصولات بي کيفيتِ ارزانقيمت رقابت کند.
در شرايط کنوني هم بابت واردات مواد اوليه مي بايستي گذشته از عوارض گمرک، هزينه هاي فراواني پرداخت کنيم تا بتوانيم اين مواد را به کارخانه برسانيم. باوجود عارضه هاي اين چنيني چه کسي مي تواند به اين روند ادامه دهد؟!

    تأثير خريد متمرکز بر بازار را چطور ارزيابي مي کنيد؟
مديران دولتي که قصد خريد دستگاه و تجهيزات دارند بهجاي اينکه از تمام شرکت هايي که يک نوع محصول را توليد مي کنند خريد کنند، تنها از يک شرکت خريد مي کنند و انحصارگرايي ميکنند. ما بارها به اين رفتار اعتراض کرده و خواسته ايم در جريان خريد متمرکز بهتر است به تمامي شرکت هاي فعال اجازه حيات بدهيد و از همه آنها خريد کنيد. توليدکننده از مديران و سياست گذاران ستادي انتظار مديريت، ارفاق و حمايت دارد تا توليد روي پاي خود بايستد.

    چرا مديران از يک توليدکننده خريد مي کنند؟
يک دليل اين موضوع وجود تعارف در فرهنگ ايراني و دليل دوم ارتباطاتي است که منجر به خريدهاي انحصاري از يک برند مي شود. دستِ توليدکنندگان در اين زمينه بسته است، چون مديران مي توانند دلايل متفاوتي را براي خريد محصولات از يک شرکت عنوان کنند و اين موضوع قابلپيگيري نيست.
تنها ويژگي مثبتي که براي خريد متمرکز مطرح مي شود اين است که مي توان محصولات را با قيمت ارزان تري خريد درحاليکه به نظر مي رسد اگر بيمارستان ها بهصورت مستقل هم اقدام به خريد مي کردند همان ميزان تخفيف مي گرفتند.
در جريان مناقصه واقعي که براي خريد تجهيزات برگزار مي شود، قيمت ها کاهش پيدا مي کند. اين فرآيند که شرکت ها براي فروش محصولات خود در مناقصه قيمت را کاهش دهند و درنهايت بيمارستان ها با يک قيمت مطلوب خريد کنند، بسيار زيباتر و عادلانه تر است. خريد متمرکز امکان رانت را هم بيشتر مي کند.

   به نظرتان تابه حال چند مناقصه واقعي در ايران برگزارشده است؟
نه اينکه نبوده اما تعداد اين دست مناقصات کم بوده است. درگذشته مناقصات به روش ديگري برگزار مي شد. وقتي قصد خريد محصولي را داشتند نمايندگاني از تمامي شرکت ها را دعوت ميکردند و همان زمان از آنها ميخواستند قيمت پيشنهادي خود را اعلام کنند و بعد از جلسه هم تغيير قيمت پذيرفته نمي شد. متأسفانه امروز حتي بعد از جلسات هم نامه هايي ارسال مي شود و قيمت کمتر را پيشنهاد مي کنند و برخي هم مي پذيرند.

    در شرايطي که نرخ ارز مدام در حال تغيير است، فکر مي کنيد قيمت گذاري کالاها چه تأثيري بر فرآيند توليد خواهد داشت؟
قيمت گذاري اقدامي اشتباه است. اولين مبحثي که به دانشجويان رشته هاي اقتصاد و تجارت داده مي شود موضوع عرضه و تقاضا است و عملکرد بازار بر اساس اين دو است. قيمت گذاري روي هيچ محصولي نبايد انجام شود. رقابت بايد قيمت ها را تعيين کند. افرادي که محصول توليدي خود را وارد بازار مي کنند اگر در بازار باهم رقابت کنند خودبهخود قيمت ها تعديل مي شود و به رقم واقعي نزديک مي شود. اما نمي توان انتظار داشت که قيمت گذاري هم به تعديل قيمت بيانجامد. بهتر است بهجاي آنکه بودجه خريد تجهيزات در ستاد متمرکز شود، به بيمارستان ها داده شود و هر بيمارستان بر اساس هيئتي از کارشناسان خريد متمرکز انجام دهد.

    تسويه حساب از طريق دريافت اوراق را چطور مي بينيد؟
پرداخت بدهي ها از طريق اوراق يک مشکل بزرگ براي توليد کننده است. اگر قرار باشد توليدکننده به جاي سرمايه بعد از يک سال تأخير، اوراقي دريافت کند که با حدود 20 درصد تنزيل امکان فروش آن را دارد، چطور مي تواند به توليد ادامه دهد. در چنين شرايطي بهترين انتخاب براي او اين است که سرمايه خود را در بانک پس انداز کند و توليد را متوقف کند. عليرغم اينکه جلسات و نشست هاي زيادي در اين زمينه برگزارشده است اما به نتيجه اي نرسيده ايم. همين موضوع باعث ميشود توليدکننده بيتفاوت شود، انگيزه خود را از دست بدهد و به سمت دلالي برود.

    آيا واقعاً پولي نيست تا با آن مطالبات پرداخت شود؟
به نظر من اين شرايط پيامد تلاش دولت براي تثبيت تورم روي اعداد تکرقمي است. وقتي پول در گردش نباشد خب قطعاً تورم هم ايجاد نميشود.

    شما براي دست وپنجه نرم کردن با مشکلات اين روزها چه برنامه هايي داريد؟
ما توليدکنندگاني که از سال ها قبل وارد اين حوزه شده ايم دو سرمايه داريم. يکي سرمايه گذشته و يکي سرمايه حال. براي مثال من که 40 سال قبل زميني داشتم به ارزش دويست هزار تومان. امروز دو ميليارد ارزش دارد. براين اساس ميتوانم همچنان به توليد ادامه دهم. اما اگر کسي بخواهد با سرمايه حال وارد توليد شود ناموفق خواهد بود. به همين دليل است که تعداد زيادي از شرکت ها کار خود را متوقف کرده اند.

    چگونه ميتوان توليد را رونق داد ؟
اگر مديران دولتي به توليدکننده اعتماد کنند او مي تواند در سال هاي آينده تبديل به يک توليدکننده برتر شود. سال ها پيش که قصد داشتيم توليد دارو هاي ظهور ثبوت راديولوژي را شروع کنيم آقاي مهندس انگجي مديرکل وقت وزارت صنايع ما را نزد يک کارشناس فرستاد. بعد از يک ملاقات ديگر آقاي انگجي گفت که من به شما اطمينان مي کنم. در يک آپارتمان 100 متري در خيابان جمهوري مجوز توليد داروي ظهور و ثبوت را براي ما صادر کردند. مگر مي شود اين ماده را که يک ماده شيميايي است در نزديکي منازل مسکوني توليد کرد. بعد از دريافت مجوز سوله اي در حاشيه شهر خريديم، يک کارشناس شيمي از اروپا به ايران دعوت کرديم و آنها توليد اين دارو را به مهندسين شيمي ما آموزش دادند. کارخانه را راه اندازي کرديم و براي افتتاح آن مهندس انگجي را دعوت کرديم. اين اطمينان بزرگ ترين تشويق بود. در همان روز آقاي انگجي به من گفت من باور نکردم که اعتمادم به شما درست باشد! اما امروز مي بينيم که اين اعتماد منجر به اين شد که شما يک توليد کننده شويد. امروزه ما به يکديگر اعتماد نداريم. به همين دليل کار پيش نمي رود. همين مسئله باعث شد محصول ما رتبه برتر را از کمپاني همان مهندس شيمي اروپائي بهدست آورد. بنابراين اين اعتماد يک مدير خوب است که توانسته توليدکننده اي به وجود آورد که بتواند مدال افتخار توليد اين محصول را از اروپا دريافت کند.


  دولت هاي گذشته تاکنون چقدر از توليد حمايت کرده اند؟
دولت ها همه علاقه مند بودند که توليد در کشور رشد کند و بهاي آن را هم داده اند. رفتار برخي از افراد نيز که به بهانه توليد وام هاي کلان گرفتند و درنهايت در جاي ديگري سرمايه گذاري کردند از زمره همين زيان هاست.

   اگر حرفي به عنوان کلام آخر داريد بفرمائيد؟
هر توليد کننده اي بايد در وهله اول به خودش و کاري که ارائه ميکند ايمان داشته باشد. اگر يک توليدکننده محصولات خود را باکيفيت توليد کند مثل اين است که هزار بار به زيارت رفته باشد. يک توليدکننده ايراني بايد محصولات خود را با کيفيت توليد کند، اگرچه کم تر از او بخرند ولي هميشه از او مي خرند. هميشه جنس توليدي باکيفيت قيمت بالاتري دارد و ممکن است در بازار کم بفروشد ولي در نهايت هميشه خواهد فروخت.
به نظر مي رسد رويکرد امروز مديران بيش از آنکه به سمت توليد باشد به سمت واردات است. کمتر کسي به پيشرفت کشور فکر مي کند. من نمي دانم دليل اين تغيير رويکرد چيست چون درون آنها نيستم اما اين اتفاق رخ داده است. توليدکننده افتخار و پرچم کشورش است بنابراين بايد به نحوي توليد کند که انگار براي کشورش توليد مي کند نه براي يک گروه يا دولت خاص. اينکه يک نفر بتواند براي مردمش محصولات افتخارآفرين توليد کند درواقع دِين خود را به مردمش ادا کرده است.

بررسی چالش های حوزه تولید تجهیزات پزشکی در گفتوگو با مدیرعامل شرکت «دستکش حریر ایران»
معضلی به نام واردات بی حساب وکتاب!

ahari1.jpg

شايد نام شرکت «دستکش حرير ايران» به گوش خيليهايمان آشنا نباشد، اما اگر بدانيم اين شرکت محصولات خود را با نامهاي تجاري رزمريم، گل مريم، استادکار، معمارکار و... روانه بازار ميکند، بلافاصله متوجه ميشويم که ساليان سال است در حال استفاده از انواع و اقسام دستکشهاي صنعتي، ظرفشويي، يکبارمصرف و ويتامينه اين شرکت هستيم، بدون اينکه از نام اصلي شرکت سازنده اين دستکش ها باخبر باشيم. شرکت «دستکش حرير ايران» که کار خود را در زمينه توليد دستکشهاي خانگي از سال 1356 آغاز کرد، خيلي زود توانست به واسطه محصولاتش به محيط خانه و محل کار بيشتر ايرانيها وارد شود و حالا نه تنها خودش را به عنوان يک برند خانگي و صنعتي مطرح کرده، بلکه به يکي از بزرگترين برندهاي توليد محصولات پزشکي در کشور هم تبديلشده است. حالا 40 سال بعد از راهاندازي اين شرکت و درحاليکه دستکش حرير ايران با 700 نيروي انساني، توان توليد 50 ميليون جفت انواع دستکشهاي خانگي و صنعتي، 20 ميليون قطعه دستکش معاينه و 60 ميليون جفت دستکش جراحي استريل در سال را دارد، سراغي از «اصغر اهري» گرفتيم تا در گفتوگو با مديرعامل شرکت دستکش حرير ايران به بررسي چالشها و مشکلات حوزه توليد تجهيزات پزشکي بپردازيم. گفتوگويي که اکنون پيش روي شماست.

  به عنوان کسي که تجربه 40 سال توليد دستکشهاي خانگي، صنعتي و پزشکي را در کارنامه کاري خود دارد، در حال حاضر بزرگترين مشکل توليد در کشور به ويژه در حوزه تجهيزات پزشکي را چه ميدانيد؟
شرکت دستکش حرير ايران از 15 سال پيش در کنار دستکش هاي خانگي و صنعتي، شروع به توليد دستکشهاي پزشکي کرده و از همان زمان بزرگترين مشکلي که با آن مواجه است، واردات بيحسابوکتاب و بدون برنامه تجهيزات پزشکي به کشور بوده است. درحاليکه وقتي نام تجهيزات پزشکي به ميان ميآيد، انتظار داريم کار به صورت تخصصي انجام شود. اما متأسفانه در حال حاضر واردات تجهيزات پزشکي به کشور به گونه اي است که برخي واردکننده ها بدون هيچ شناختي در اين حوزه، صرفاً با ارتباط گرفتن با کارخانه هاي دستکش سازي مالزي يا چين، دستکشهاي آنها را خريداري کرده و وارد کشور ميکنند. البته ما به هيچ عنوان به دنبال انحصاري کردن محصول در کشور نيستيم و مخالفتي با واردات نداريم؛ چراکه معتقديم واردات باعث رشد ما خواهد شد. اما ميگوييم اين واردات ساماندهي شود تا هرکسي امکان فعاليت در اين حوزه را نداشته باشد و کسي که محصول پزشکي وارد ميکند مانند ما توليدکنندگان تمام استانداردها را رعايت کرده و درنهايت کالايي مشابه کالاي ما يا باکيفيت بالاتر بياورد.

  يعني معتقديد در حال حاضر باوجود توليد کالاهاي پزشکي مرغوب در داخل، تجهيزات نامرغوب و غيراستاندارد وارد کشور ميشود؟
ببينيد ما در ايران ازآنجاکه نشان استاندارد داريم، CE داريم و يکي از واحدهاي برجسته در اين حوزه به شمار ميرويم، از بهترين مواد اوليه استفاده ميکنيم که طبيعتاً قيمت اين مواد اوليه بالا است. اما بهعنوانمثال در کشور چين يک کارخانهاي وجود دارد که با مواد اوليه درجه 2 و 3، دستکش پزشکي توليد ميکند که قيمت تمامشدهاش نصف قيمت دستکشهاي ما ميشود. واردکننده، دستکشهاي اين شرکت چيني را ميخرد و در ايران 50 درصد ارزانتر از دستکش هاي ما عرضه ميکند. ازآنجا هم که مصرفکننده تفاوت اين دستکشها را متوجه نميشود، صرفاً به دليل ارزانتر بودن، دستکش هاي وارداتي را تهيه ميکند و منِ توليدکننده در مظان اتهام قرار ميگيرم که براي دستيابي به سود بيشتر، محصولم را باقيمتي فضايي به فروش ميرسانم! درحاليکه مواد اوليه دستکشهاي ما شايد 2 تا 3 برابر دستکشهاي وارداتي هزينه دارد، اما متأسفانه ازآنجاکه بيمارستانهاي ما مرکزي براي کنترل کيفي اين تجهيزات ندارند، اين مواد اوليه مرغوب هيچ کجا ديده نميشوند. قطعاً همتاي چيني ما يک کالاي ارزنده را به نصف قيمت به ما نميفروشد و اگر کالايي را ارزان ميدهد، به خاطر اين است که واقعاً قيمت تمامشدهاش همين است. يعني اگر ما هم بخواهيم با مواد اوليهاي که آن شرکت دستکش توليد ميکند، دستکش توليد کنيم، با همان قيمت عرضه ميکنيم. اما اين چيزي نيست که ما ميخواهيم و هدف ما توليد کالاي باکيفيت است. البته ما به دليل اين شيوه واردات در کشور، هميشه قيمت کالاهايمان را يک قيمت رقابتي در نظر ميگيريم که اگر کسي بخواهد کالاي مشابه ما را از کشور ديگري وارد کند، قيمتش گرانتر از کالاي ما شود. اما به واقع نميتوانيم با قيمت کالاهاي غيرمشابه و اجناسي که کيفيتشان بسيار پائينتر از محصولات ما است، رقابت کنيم.

  براي اينکه اين مشکل از بين برود و کيفيت توليدات داخل قرباني قيمتِ کمِ توليداتِ بيکيفيتِ کشورهاي ديگر نشود، پيشنهادي هم داريد؟

به نظر من در گام نخست بيمارستانها بايد يک مرکز کنترل کيفي براي خودشان در نظر بگيرند که هر محصول پزشکي براي خريد، ابتدا از اين فيلتر عبور کند. به اينترتيب بيمارستان ها فقط محصولاتي را خريداري ميکنند که داراي کيفيت لازم و استانداردهاي تعريف شده باشد. همچنين در گام بعد بايد جلوي واردات بيرويه و بي حساب وکتاب گرفته شود و فقط کساني مجاز به واردات تجهيزات پزشکي باشند که ملزم به رعايت استانداردها بوده و مانند توليدکننده به دنبال کالاي باکيفيت باشند. متأسفانه طي سالهاي متمادي، پديدهاي به عنوان کارت بازرگاني يکبارمصرف و واردات با نام ديگران رايج بود که صدمات جبران ناپذيري را به توليدکننده ها وارد کرد. به نظر ميرسد براي جبران اين خسارت، بايد هر چه سريعتر به اين موضوع سامان داد. البته که اخيراً از قول دکتر «رضا مسائلي» مديرکل نظارت و ارزيابي تجهيزات و ملزومات پزشکي خبرهايي خوانده ايم که قرار است با کنترل بيشتر بر روي واردات تجهيزات پزشکي، به هرکسي اجازه واردات اين محصولات داده نشود که اگر اين اتفاق بيفتد واقعاً بسياري از مشکلات توليدکنندگان داخلي از بين خواهد رفت. ضمن اينکه در حال حاضر يک اتفاق بسيار عجيب در عرصه تجهيزات پزشکي کشور رخ ميدهد که به نظر ميرسد نياز به يک بازنگري اساسي دارد و آنهم استفاده واردکنندگان از ارز مبادلهاي است؛ درحاليکه توليدکنندگان به سختي به اين ارز مبادلهاي دست پيدا ميکنند و بسياري از آنها براي تهيه مواد اوليه شان بايد از ارز آزاد استفاده کنند! يعني واردکنندهاي که کمترين شناخت را بر روي تجهيزات پزشکي دارد و فقط به دليل جاذبه مابهالتفاوت ارزي به اين کسب وکار روي آورده، دستکش آماده را با ارز 3 هزار و 700 تومان خريداري ميکند و توليدکننده مواد اوليه دستکشهايش را بايد با ارز 5 هزارتوماني تهيه کند! يعني درواقع با اين سياستهاي موجود عملاً واردات در کشور ما به صرفه تر از توليد است! درحاليکه کشورهاي ديگر با قوانين گمرکشان کاري کردهاند که اگر کسي بخواهد مشابه کالاي وارداتي را در کشورش توليد کند، برايش صرفه اقتصادي داشته باشد و قيمت محصولش بسيار کمتر از قيمت کالاهاي خارجي تمام شود. اما متأسفانه در کشور ما اوضاع کاملاً برعکس است. امسال تعرفه گمرک براي واردات 20 درصد بوده که آنهم برخي واردکننده ها با تقلبهايي اين عدد را به 5 درصد کاهش ميدهند. ارز مبادلهاي هم که دارند و اين يعني واقعاً در واردات تجهيزات پزشکي نياز مبرمي به تغيير قوانين داريم.

  به جز واردات به قولِ شما بي حسابوکتاب، توليدکنندگان داخلي در عرصه تجهيزات پزشکي با چه مشکلات و چالشهاي ديگري دستبه گريبان هستند؟

مشکل ديگر توليدکنندگان که به ويژه در 2 سال اخير بسياري از آنها را تا مرز ورشکستگي پيش برد، پرداخت نشدن مطالباتشان از سوي مراکز درماني است. واقعيت اين است که مراکز درماني که عمدتاً زيرپوشش دانشگاه ها هستند، پول تجهيزاتي که خريداري کرده اند را نپرداخته اند و همين تأمين نشدن نقدينگي بسياري از شرکتهاي نوپا و بيبنيه را زمين زده است. همين شرکت ما که شرکت بهنام و شناخته شدهاي است و به جرات ميتوانم بگويم در حوزه دستکشهاي پزشکي صد در صد سهم بازار را به خود اختصاص داده، 30 تا 40 ميليارد تومان از اين مراکز طلب دارد و اگر ميبينيد هنوز سرپا هستيم، دليلش فقط کمکي است که از بخش دستکشهاي صنعتي و خانگي گرفته ايم. بخش تجهيزات پزشکي شرکت فقط در 2 سال گذشته قريب به 50 ميليارد تومان از بخش هاي ديگر کمک گرفته تا بتواند سرپا بماند. اخيراً هم که گفته شده اين طلبها قرار است در قالب اوراق قرضه پرداخت شود. يعني در شرايطي که عرف تجارت در دنيا ميگويد پرداخت ديرترِ پول به طرف معامله بايد با هزينه ديرکرد همراه شود، ما اگر ميخواهيم به حق و حقوقمان برسيم بايد هزينه تمامشده تجهيزاتي را که 2 سال قبل به بيمارستانها فروختهايم، تا 30 درصد هم کاهش بدهيم! يعني شرکت ما که روي همه محصولاتش فقط 20 درصد سود در نظر ميگيرد، بعد از 2 سال به پول خودش که نميرسد هيچ، ضرر هم ميکند! حال شما تصور کنيد در چنين شرايطي چه بر سر شرکتهاي توليدکننده نوپا ميآيد؛ شرکتي که بهيکباره 30 درصد منابع مالياش را ازدستداده و قادر به گرفتن وام از بانک نيست، به احتمال زياد ورشکست خواهد شد. به شخصه معتقدم اگر اين عدم پرداخت‎ها و واردات بيرويه نبود، امروز توليد تجهيزات پزشکي در داخل کشور 10 برابر بهتر از وضعيت موجود بود و با اين حجم توليد نهتنها ميتوانستيم نيازهاي داخل را تأمين کنيم، بلکه امکان صادرات به تمام منطقه خاورميانه را هم داشتيم.

  مشکلاتي که نام برديد تا چه اندازه روي کار شرکت خودتان تأثيرگذار بوده است؟
بسيار زياد. همانطور که پيشازاين گفتم براي سر پا نگهداشتن بخش پزشکي شرکت، بهناچار مبلغ 50 ميليارد تومان از بخشهاي ديگر وارد اين حوزه کردهايم؛ چراکه معتقديم دستکشهاي پزشکي نياز استراتژيک کشور است. يعني هر طور که حساب کنيد، اين دستکشهاي طبي موردنياز هستند؛ چه در جراحي و معاينه، چه در بروز حوادثي مانند زلزله، آتشسوزي و... . ضمن اينکه اين دستکشها براي ارتقاي بهداشت خانمها در آشپزخانه هم کاربرد بسياري دارند و اتفاقاً در اين بخش هم با استقبال بسيار خوبي از سوي مصرفکننده مواجه شدهاند. به گونهاي که ما به همان مقدار که از دستکش هاي طبيمان به مراکز بيمارستاني ميفرستيم، همان اندازه هم در سوپرمارکتها و براي مصرفهاي خانگي فروش داريم. اما متأسفانه مجموع مشکلاتي که پيشازاين به آنها اشاره کردم باعث شده تا اين صنعت رشد نکند، چند خط توليديمان از کار بيفتد و حتي نزديک به 500 کارگر شرکت از کار بيکار شوند. ما در بخش صنعتي اگر يک دستگاه خريديم، سال بعد 5 دستگاه و سال دوم 20 دستگاه ديگر اضافه کرديم و در حال حاضر در اين بخش بيش از هزار دستگاه داريم. اما متأسفانه در بخش طبي ما فقط 10 تا 12 دستگاه کار ميکند؛ چون به دليل وجود اين مشکلات، گسترش بيشتر فعاليت در اين حوزه توجيه اقتصادي ندارد.

  در بخش دستکشهاي طبي، صادرات هم داريد؟
بله، کمابيش محصولات ما به کشورهاي گرجستان، آذربايجان، روسيه، اوکراين، ترکيه، امارات متحده عربي، عراق، افغانستان و... هم صادر ميشود. اما متأسفانه به دليل پارهاي از مسائل که مهمترين آنها مشکلات بانکي است، نميتوانيم در حوزه صادرات فعاليت چشمگيري داشته باشيم. در حال حاضر کشورهايي که قصد خريد محصولات ما را دارند، بايد تمام پول را به صورت نقدي براي ما بفرستند، تا بتوانيم کالا را در اختيارشان قرار بدهيم! اما با کشورهايي که قصد معامله از طريق بانک را دارند، نميتوانيم کارکنيم. در حال حاضر صادرات به کشورهاي ديگر واقعاً ريسک بزرگي براي توليدکنندگان داخلي به حساب ميآيد. بسياري از صادرکنندهها در همين معاملات، کالاهايشان را ازدستدادهاند يا در بهترين حالت ملزم به پرداخت هزينه هاي ارجاع محصول شده اند. چراکه امکان حضور بازرس کشور خريدار در کشورمان وجود ندارد و شرکت صادرکننده به ناچار محصول خود را بار هواپيما يا کشتي کرده و به کشور مقصد ميفرستد. در آنجا خريدار ممکن است با بررسي کالا به اين نتيجه برسد که اين کالا مرغوب نيست يا اساساً با تصوري که از محصول داشته، مغاير است. به همين دليل صادرکننده بايد دوباره با هزينه خودش محصول را برگرداند. اين مشکل البته در بخش واردات مواد اوليه براي ما هم به وجود ميآيد. ما به عنوان خريدار بدون اينکه محصول را ديده باشيم، پول را براي توليدکننده واريز ميکنيم و اگر هر اتفاقي براي فرد طرف معامله بيفتد، دست ما به هيچ کجا بند نيست و عملاً پولمان از بين رفته است. به همين دليل فقط با نتيجه دادن «برجام» و برداشتن تحريمها ميتوانيم به صادرات محصولات خود به کشورهاي مختلف دنيا اميدوار شويم. اگرچه که در حال حاضر مشغول رايزني با شرکتي کانادايي هستيم تا بتوانيم محصولات خود را با نام اين شرکت به کشورهاي ديگر صادر کنيم. کاري که آمريکا با گوشيهاي اپل انجام داده و درحاليکه اين گوشيها در کشور چين توليد ميشوند، با نام آمريکا در سراسر دنيا به فروش ميرسند. ما هم قصد داريم تا زمان برطرف نشدن مشکلات تحريم، از اين روش استفاده کرده و تحت ليسانس شرکت کانادايي، محصولمان را به ديگر کشورهاي دنيا ارسال کنيم.

  نظرتان درباره قيمت گذاري در حوزه توليد چيست؟
به نظر من قيمتگذاري و سايت يکي از سم هاي برنامه تجهيزات پزشکي است! وقتي منِ توليدکننده بايد مواد اوليه محصولم را از بورسي تهيه کنم که قيمتش روزانه و حتي ساعتي تغيير ميکند، چطور ميتوانم قيمت تثبيت شده کالايم را براي چندين سال ارائه بدهم؟! يا بايد با يک حاشيه خيلي بالا قيمت بدهم که اساساً امکانش نيست و اجحاف در حق مصرفکننده است، يا بايد با ضرر و زيانکار کنم. پيشنهاد من اين است که بحث قيمتگذاري از سايت حذف شود و متوليان امر در اين سايت، توليدکننده ها و واردکننده هاي برتر و معتبر را معرفي کنند. با ارائه امتياز به توليدکننده ها و واردکننده ها، عملاً بين دستاندرکاران تجهيزات پزشکي رقابت به وجود ميآيد و مصرفکننده هم با چراغي که در اختيارش گذاشته شده، بهترين را انتخاب ميکند. حتي ميتوان بهجاي عنوان شرکتها، محصولات مختلف را با يکديگر مقايسه کرد و از اين طريق خريدار را به سمت محصول بهتر و باکيفيتتر سوق داد. اما اينکه يک قيمت مشخص تعيين شود و مراکز هم نتوانند از اين قيمت تخطي کنند، کار را به کاهش کيفيت محصولات، فساد و رفتارهاي ناهنجار در اين حوزه خواهد رساند.

  به عنوان آخرين سؤال براي رونق توليد تجهيزات پزشکي در داخل و حمايت از شرکتهاي توليدي نوپا در اين حوزه چه پيشنهادهايي داريد؟
ساماندهي واردات، اجراي سفتوسخت قوانين گمرک و حمايت از توليدکنندهها با پرداخت بهموقع مطالباتشان، اصليترين نياز شرکتهاي توليدي به ويژه شرکتهاي توليدي نوپا در حوزه تجهيزات پزشکي است. حتي اگر واردات تجهيزات پزشکي فقط براي چند سال هم محدود شود و مراکز درماني، مصرفکننده محصولات داخلي شوند، قطعاً همه اين توليدکنندهها امکان رشد پيدا ميکنند. زماني که توليدکنندههاي ما توانمند شدند، ميتوان با در نظر گرفتن برنامههاي ويژه، امکان صادرات به کشورهاي ديگر را هم فراهم کرد و آنوقت است که ميبينيم کشور ما به يکي از بزرگترين و معتبرترين کشورهاي صادرکننده تجهيزات پزشکي در دنيا تبديل خواهد شد.

gholamin204.jpg

رئیس هیئت مدیره شرکت «توسن تجهیز» نبود آزمایشگاه های کنترل کیفیت در کشور را بزرگترین مشکل تولیدکنندگان تجهیزات پزشکی میداند
صادرات، راه نجات تولیدکنندگان داخلی

19 سال پيش بود که دو جوان فارغ التحصيل رشته مهندسي پزشکي با تکيه بر انگيزه و نيروي جوانيشان تصميم گرفتند شرکتي راه اندازي کنند تا در اين شرکت به آموخته هاي خود در دانشگاه جامه عمل پوشانده و طرحهاي فارغ التحصيليشان را به توليد برسانند. نتيجه اين تصميم و عزم جزم، راه اندازي شرکت «توسن تجهيز» بود؛ شرکتي که در سال 1377 به ثبت رسيد و در همان سال، «لگنشوي بيمارستاني» را به عنوان نخستين توليد خود روانه بازار کرد. از آن زمان تا به امروز مهندسان اين شرکت بيش از ده محصول بيمارستاني را به بازار تجهيزات پزشکي کشور عرضه کردهاند که از مهمترين آنها ميتوان به آندوسکوپشوي اتوماتيک، ابزارشوي اتاق عمل، خردکن ظروف کاغذي، بيخطرساز زباله بيمارستاني، دستگاه کاور کفش اتوماتيک، ظروف کاغذي ضد آب بيمارستاني، کمد نگهدارنده دستگاه آندوسکوپي، يخچال دارو، تخت شستوشو و ضدعفوني و... اشاره کرد. در گزارش ويژه اين شماره ماهنامه مهندسي پزشکي، سري به اين شرکت فعال و نام آشنا در عرصه توليد تجهيزات پزشکي به ويژه حوزه کنترل عفونت زديم تا «بابک غلامين» رئيس هيئتمديره شرکت برايمان از چالشهاي حوزه توليد و راهکارهاي برطرفکردن موانع و مشکلات سد راه توليدکنندگان در عرصه تجهيزات پزشکي بگويد. گفت و گوي ما با اين فارغ التحصيل رشته مهندسي پزشکي که يکي از مؤسسين شرکت توسن تجهيز است را در ادامه ميخوانيد.

  شرکت توسن تجهيز يکي از شرکتهاي پيشرو در صنعت توليد تجهيزات پزشکي به شمار ميرود. به عنوان کسي که يکي از شروعکنندگان اين صنعت در کشور بوده ايد، به نظرتان راهاندازي واحد توليدي در آن دوره کار راحتتري بود يا امروز؟
من و مهندس ناصري که شرکت را در سال 77 به ثبت رسانديم، دانشجويان دومين دوره رشته مهندسي پزشکي دانشگاههاي کشور بوديم. در آن زمان مراکز درماني شناخت چنداني درباره مبحث مهندسي پزشکي نداشتند و ما بايد زمان بسياري صرف ميکرديم تا بتوانيم اين صنعت را در بين مراکز جا بيندازيم. ضمن اينکه در حال حاضر دسترسي به اطلاعات با استفاده از اينترنت و شبکه هاي مجازي بسيار آسانتر از قبل است. خاطرم هست در سال 1375 که دانشجو بوديم، در سرتاسر کشور فقط يک دانشگاه ايران بود که دسترسي به شبکه اينترانت داشت. يعني اگر هرکدام از ما به دنبال کسب اطلاعاتي بوديم، بايد به دانشگاه ايران ميرفتيم، وقت ميگرفتيم تا بتوانيم از يک کامپيوتر استفاده کنيم و درنهايت به اطلاعاتي که موردنيازمان بود دست پيدا کنيم. اما حالا هرکسي ميتواند با گوشي تلفن همراهش به راحتي به تمام سايتهاي معتبر دنيا دسترسي پيداکرده و اطلاعات موردنيازش را در کمترين زمان ممکن به دست آورد. همچنين در سالهاي اخير مراکزي مانند مراکز رشد، فن بازار و پارکهاي فناوري راهاندازي شدهاند که کارشان حمايت از کارهاي توليدي و پروژه هاي دانشجويي است. درحاليکه ما در شروع کارمان از همه اين حمايتها محروم بوديم. به همين دليل معتقدم راه اندازي واحد توليدي در حوزه تجهيزات پزشکي در زمان حاضر بسيار راحتتر از دو دهه قبل است.

  بعد از دو دهه فعاليت در حوزه تجهيزات پزشکي، در حال حاضر جايگاه فعلي اين صنعت را در کشور چطور ارزيابي ميکنيد؟
باوجوداينکه معتقدم صنعت تجهيزات پزشکي در ايران به نسبت دو دهه قبل با پيشرفت چشمگيري مواجه شده، اما متأسفانه بايد بگويم اين صنعت در کشور ما يک صنعت بسيار مظلوم است. پرداختهاي شرکتهاي تجهيزات پزشکي با تأخير زماني بسيار طولاني انجام ميشود و بارها پيشآمده که مطالبات خود را 12 تا 18 ماه بعد از تحويل دستگاهها به مراکز درماني و بيمارستانها دريافت ميکنيم! اين تأمين نشدن نقدينگي، شرکتهاي توليدي را که چرخ توليدشان بايد مرتب در گردش باشد، با مشکلات بسياري مواجه کرده و عملاً توان ايستادگي و مقاومت را از شرکتهاي توليدي خرد و نوپا گرفته است. در چنين فضايي حتي گاهي شاهد خريد دستگاههاي خارجي بهجاي دستگاههاي مشابه داخلي هستيم که اين موضوع واقعاً جاي تعجب دارد. البته ذکر اين نکته ضروري است که نه تنها ما، بلکه تصور ميکنم همه همکاران ما در توليد تجهيزات پزشکي بههيچعنوان مخالف واردات دستگاههاي باکيفيت نيستند؛ چراکه اگر دستگاههاي باکيفيت به کشور وارد نشوند، ما توليدکنندگان نيز عملاً انگيزه رقابت را از دست ميدهيم. اما اگر بدانيم محصولاتي باکيفيت بالا، محصولات توليدي ما را مورد تهديد قرار ميدهند، قطعاً به فکر ارتقاي دستگاههاي خودمان ميافتيم. اما بهواقع لزوم واردات دستگاههاي کرهاي، چيني و اروپاي شرقي به کشور را درک نميکنيم؛ آنهم زماني که قطعاً دستگاههاي توليدي ما در داخل بسيار بهتر و باکيفيتتر از اين دستگاهها هستند.

  برخي از واردکنندگان تجهيزات پزشکي به کشور معتقدند که ما در ايران توليدکننده به معناي واقعي کلمه نداريم و توليدکنندگان ما با مونتاژ قطعات خارجي، محصول را به نام توليد داخل به فروش ميرسانند. نظر شما بهعنوان رئيس هيئتمديره يک شرکت توليدي در اين خصوص چيست؟
من از همين فرصت استفاده کرده و از همه افرادي که چنين اعتقادي دارند دعوت ميکنم تا از کارخانه ما در پارک فناوري پرديس ديدن کنند. اما دراينباره ذکر يک نکته ضروري است و آنهم اين است که در توليد دستگاهها، از قطعات زيادي استفاده ميشود. به عنوان مثال بدنه يکي از محصولات ما ورق استيل است يا داخل دستگاه از شير برقي، پمپ آب، قطعات برق الکترونيکي و... استفاده ميشود که خب طبيعتاً اين محصولات را خودمان توليد نميکنيم. اصولاً کار توليد همين است و حتي در توليدات اروپايي هم نميبينيد که صفرتا صد قطعات موردنياز دستگاه در کارخانه توليد شود. بعيد ميدانم نظر دوستان واردکننده هم اين دست قطعات و مواد اوليه باشد. به نظرم منظور آنها نصب آرم ساخت ايران روي دستگاه هاي کرهاي و چيني است. متأسفانه ما توليدکننده هايي هم داريم که کارشان فقط بسته بندي محصول يا نصب يک آرم روي دستگاه است. اما تعدادشان واقعاً انگشتشمار است و بيانصافي است اگر به خاطر فعاليت اين تعداد انگشت شمار بگوييم ما به طور مطلق در ايران توليدکننده نداريم!

  موضوعاتي که پيشازاين اشاره کرديد، تقريباً درد دل مشترک همه توليدکنندگان است. اگر بخواهيد به طور مشخص از بزرگترين چالشهاي توليدکنندگان صنعت تجهيزات پزشکي نام ببريد، به چه موضوعاتي اشاره ميکنيد؟
بزرگترين مشکل ما، نداشتن امکان صادرات محصولاتمان به خارج از کشور است. اگر توليدکننده باوجوداين شرايط حاکم در داخل نتواند محصولاتش را به کشورهاي ديگر صادر کند، قطعاً شکست ميخورد. چنانچه بسياري از توليدکنندگان ما در حال حاضر با مشکل مواجه شده اند. ناگفته پيداست که در بحث صادرات هم، برندسازي و دريافت تأييديه هاي بينالمللي حرف اول و آخر را ميزند. اما متأسفانه در کشور ما دستکم در حوزه کنترل عفونت که کاملاً روي آن شناخت دارم، عملاً امکان گرفتن گواهي CE در داخل کشور امکانپذير نيست. ما در ايران فاقد آزمايشگاههاي کنترل کيفي هستيم؛ آزمايشگاه هايي که بتوانند دستگاههاي توليدي و وارداتي را تائيد صلاحيت کرده و برايشان گواهيهاي فني و کيفي صادر کنند. به همين دليل شرکتهاي توليدکننده اگر بخواهند به فکر صادرات باشند، بايد تأييديه هاي بين‎المللي از شرکت‎هاي معتبر اروپايي دريافت کنند و قطعاً تأمين کردن مخارج سنگين دريافت اين تأييديه ها از عهده بسياري از شرکتهاي خصوصي خارج است. به همين دليل اگر شرايطي مهيا شود که توليدکنندگان داخلي بتوانند تأييديه هاي موردنياز محصولاتشان را در داخل کشور دريافت کنند، بسياري از مشکلاتشان برطرف خواهد شد و ميتوانند در ادامه با صادرات تجهيزات پزشکي به خارج از کشور، ميزان توليد خود را بالاتر ببرند و به اينترتيب براي تعداد بيشتري از شهروندان اشتغال زايي کنند. ما توان صادراتي خوبي داريم و تاکنون به صورت موردي محصولات خود را به کشورهاي ارمنستان، اوکراين، عراق، افغانستان نيز صادر کردهايم. يک شرکت آلماني هم تعدادي از محصولات ما را خريد و به شرکتي در کشور ديگر فروخت. اما به دليل نبود آزمايشگاههاي کنترل کيفي در کشور و قادر نبودن به تأمين گواهيهاي بينالمللي، نتوانستيم به عنوان يک شرکت صادرکننده و يک برند در سطح جهاني مطرح شويم. درحاليکه اگر امکان دريافت گواهينامه هاي بينالمللي در داخل مهيا شود، بسياري از شرکتهاي توليدکننده قادر به رقابت با برندهاي جهاني خواهند شد. 

  بازپرداختهاي طولاني مدت مراکز درماني و نبود امکان صادرات تجهيزات پزشکي به کشورهاي ديگر که از آنها به عنوان چالشهاي پيش روي شرکتهاي تجهيزات پزشکي نام برديد، تا چه اندازه روي کار شرکت خودتان تأثيرگذار بوده است؟
بسيار زياد. مشکلات نقدينگي که بازپرداختهاي طولانيمدت مراکز درماني در سال 96 براي شرکت به وجود آوردند، باعث شدند تا براي نخستين بار مجبور به گرفتن وام از بانک و تأمين پول موردنياز شرکت از بازار شويم. همچنين براي خريد مواد اوليه، بهاجبار از چکهاي طولانيمدت استفاده کرديم و همين باعث خريد مواد اوليه باقيمتي بيشتر از قيمت واقعياش شد. حتي در مواقعي نتوانستيم مواد اوليه تأمين کنيم و به همين دليل خط توليدمان مدتي تعطيل شد. نوسانات قيمت ارز به ويژه در ماههاي پاياني سال هم مزيد بر علت شد تا در اين سال کاهش ظرفيت توليد و تعديل نيروي انساني داشته باشيم. درعينحال طرحهاي توسعهايمان که به ساخت دستگاههاي جديد و استفاده از روشها و سيستمهاي جديد ميپردازد، متوقف ماندند. به همين دليل به جرات ميتوانم بگويم در طول 19 سال فعاليت شرکت، سال 96 سختترين و بدترين سال شرکت بوده است. حال در چنين شرايطي خبر ميرسد که در سال 97 همه بازپرداختها با اوراق انجام ميشود که اگر اين طرح اجرايي شود، قطعاً سال سختتري در انتظار توليدکنندگان تجهيزات پزشکي خواهد بود.
  با توجه به زيانده شدن واحدهاي توليدکننده تجهيزات پزشکي در سالهاي اخير، تاکنون به اين فکر افتادهايد که با توليد کالاهاي غيرپزشکي کمي از مشکلات توليد و فروش تجهيزات پزشکي خود را کم کرده و نقدينگي را به شرکت بياوريد؟
اتفاقاً پيشنهادهاي بسيار زيادي در زمينه توليدات غيرپزشکي داشتهايم. اما اين کار واقعاً پرخطر است و بنا به دلايلي تصميم گرفتيم در اين حوزه ها ورود نکنيم. حقيقت امر اين است که براي راه اندازي بخشهاي توليدي ديگر، نياز به سرمايه گذاري داريم و خب اگر پولي براي سرمايه گذاري داشتيم که آن را براي حفظ کارگر کارخانه، توليد کالاهاي خودمان و درنهايت توليد طرحهاي جديد تجهيزات پزشکي که در ذهنمان است، هزينه ميکرديم. نکته ديگر هم اين است که براي توليدات غيرپزشکي بايد وارد بازارهاي کاري ديگر شويم؛ بازارهايي که به طورقطع توليدکنندگان خودشان را دارند و براي رقابت با آنها، شناسايي امکانات و نقاط ضعف و قوتشان و همچنين شناساندن خود به عنوان يک برند، بايد هزينه و زمان زيادي صرف کنيم. به همين دليل ترجيح دادهايم از منابع مالي و انساني شرکت براي توليد تجهيزات پزشکي که در آنها تخصص داريم استفاده کنيم.

  در حال حاضر توان توليدکنندگان تجهيزات پزشکي را  چطور ارزيابي ميکنيد؟ بهعبارتديگر فکر ميکنيد توليد داخل چه تأثيري در صنعت تجهيزات پزشکي کشور داشته است؟
به جرات ميتوانم بگويم قسمت عمده بازار تجهيزات در اختيار ما توليدکنندگان قرار دارد. يکي از تأثيرات افزايش توليد در ايران اين بود که در هر بخشي که توليدکنندگان وارد شدند واردات آن کالا کاهش محسوسي را به دنبال داشت. قيمت ما نسبت به قيمت دستگاههاي مشابه خارجي بسيار پايينتر است. ضمن اينکه در حال حاضر به نقطه اي رسيدهايم که ازنظر مشخصات فني و بحث هاي کيفي نه تنها چيزي از رقباي خارجي خود کم نداريم، بلکه در بعضي پارامترها بالاتر از آنها قرارگرفته ايم؛ پارامترهايي ازجمله خدمات پس از فروش سريع و ارزان يا زمان خواب بسيار کوتاه دستگاه هايي که نياز به سرويس دارند، وجه تمايز ما با همتايان خارجيمان است. البته که در اين راه الحق و الانصاف بخشنامه هاي حمايت از توليد داخل و تعرفه واردات هم به کمک توليدکنندگان آمده و راه را براي فعاليت هر چه بهتر و بيشتر توليدکنندگان داخلي هموار کرده است. اما بااينحال اگر مسئولان کمي حمايت خود را از واحدهاي توليدي بيشتر کنند و به اين باور برسند که اقتصاد مقاومتي دقيقاً به معني اعتماد به جوانان اين مملکت است، زمينه براي حضور جوانها در اين عرصه و ايجاد شرکتهاي توليدي جديد فراهم ميشود و اين موضوع درنهايت به نفع همه ما خواهد شد.

  نظرتان درباره قيمت گذاري در حوزه توليد چيست؟
قيمتگذاري تابه حال مشمول کالاي ما نشده است. اما به طورکلي بهشخصه مخالف قيمتگذاري هستم؛ چراکه با تعيين قيمت، کيفيت از بين خواهد رفت. تورم موجود در جامعه، نوسانات قيمت ارز و تأخير در پرداخت مطالبات از سوي مراکز درماني در قيمت گذاريها ديده نميشود و به همين دليل توليدکننده براي اينکه بتواند قيمت محصولش را به قيمت تعيينشده برساند، به ناچار بايد از کيفيت محصولش کم کند.

  موضوع پرداخت ارزشافزوده را چطور ارزيابي ميکنيد؟ به نظرتان پرداخت مبلغي بهعنوان ارزشافزوده هنگام ورود مواد اوليه، چه تأثيري بر توليد دارد؟
يکي از مشکلات بزرگ ما بحث پرداخت ارزشافزوده نقدي است. اين ارزشافزوده درواقع به اين معني است که ما بابت پولي که از بيمارستانها دريافت نکرده ايم، ماهانه بايد 2 و نيم درصد جريمه شويم! چطور پولي که ما از مراکز درماني نگرفته ايم را بايد به دولت پرداخت کنيم؟! گفته ميشود ميتوان به جاي پرداخت ماليات از اوراق قرضه استفاده کرد. اما شايد برايتان جالب باشد بدانيد که بيش از 90 درصد اوراق قرضه به شرکتهاي تجهيزات پزشکي نرسيد و اين اوراق بسيار بسيار محدود اعلام شد.

  در پايان اگر درخواستي از مسئولان يا توصيهاي به جوانان باانگيزه و فعال در حوزه توليد داريد، خوشحال ميشويم بتوانيم آنها را به گوش مخاطبان برسانيم.
همانطور که پيشازاين هم گفتم، دوباره تأکيد ميکنم که نخستين خواهش همه ما توليدکنندگان تجهيزات پزشکي از مسئولان، راه اندازي آزمايشگاههاي کنترل کيفي در کشور است. وجود اين آزمايشگاهها بهمثابه چراغ راهي براي توليدکنندگان است که بدانند چطور توليدات خود را به سطح استاندارد برسانند. دومين خواهش ما هم تأمين بحث نقدينگي و ساماندهي پرداختها است. اگر بشود براي تجهيزات پزشکي هم يک رديف بودجه در نظر گرفته شود، بسياري از مشکلات توليدکنندگان اين حوزه از بين خواهد رفت. در حال حاضر بودجه اي در اختيار دانشگاهها قرار ميگيرد، اما مشخصاً نميگويند چند درصد اين بودجه براي پرداخت تجهيزات صرف شود. به همين دليل عموم بودجه در نظر گرفته شده براي دارو يا ساير نيازهاي مراکز درماني هزينه ميشود. اگر در اين بودجه سهم تجهيزات پزشکي هم لحاظ شود، آنوقت ميتوانيم به دنبال حق وحقوقمان برويم و دستکم پول خودمان را بدون دردسر دريافت کنيم.
به جوانهاي علاقهمند به کار در حوزه توليد تجهيزات پزشکي هم ميگويم که با همه سختيهاي کار توليد در کشور، حتماً ميتوانند راهي براي موفقيت پيدا کنند. براي همين دلسرد نشوند. با تلاش و همت ميتوانيم به همه اين سختيها غلبه کرده و درنهايت مملکتمان را آنگونه که ميخواهيم بسازيم.
در پايان لازم است اين نکته را هم اضافه کنم که بالاترين سرمايه شرکتهاي توليدي، نيروي انساني آن هستند. کار کردن در اين شرايط سخت واقعاً شايان قدرداني است و من به همين منظور از تمامي کارکنان در بخش فني، فروش، خدمات پس از فروش  و بخش تحقيق و توسعه خسته نباشيد ميگويم و بابت زحماتي که در اين سالها کشيده اند ممنونم.

mortazavi204.jpg

مدیرعامل شرکت مدی تک سیس:
توقف گسترش تولید، ضایعهای برای کشور است


«بدترين آسيبي که به ما وارد شد متوقفشدن طرحهاي توسعه بود. درست زماني که قرار بود براي صادرات خيز بلند برداشته شود و براي صادرات 50 ميليون يورويي در سال-در قالب60 ميليون قطعه- کارخانه هاي جديد راه اندازي کنيم، اين اتفاقات رخ داد.»
اين جملات دکتر نوذر مرتضوي در پاسخ به پيامدهاي مطالبات معوق براي توليد داخلي است. مديرعامل شرکت مديتکسيس سالهاست در عرصه توليد تجهيزات دياليز فعاليت ميکند. او محافظت از پديده «رقابت» در بازار و وضع تعرفه براي کالاهاي وارداتي بعد از تسويه به موقع مطالباتي که حالا ديگر سر به فلک ميکشد را مهمترين راه براي حمايت از توليد ميداند. در ادامه مصاحبه ما با دکتر مرتضوي را ميخوانيد.

  در سالهاي اخير تأکيد زيادي بر مقوله توليدشده است. فکر ميکنيد سياستگذاريها چقدر بر فرآيند توليد محصولات شما اثرگذار است؟
ازآنجاکه سياستگذاري براي بخش وسيعي از حوزه درمان کشور و درواقع نظام سلامت انجام ميشود در رفع يا ايجاد موانع براي توليد نقش مهمي دارد. 87 درصد درمان بيماران دياليزي به عهده دولت است و تنها 13 درصد خدمات در بخش خصوصي و خيريه ارائه ميشود. بنابراين سياست گذاريهاي وزارت بهداشت بر حوزه توليد تجهيزات پزشکي تأثيرات مستقيم، و ديگر وزارتخانه ها تأثيرات غيرمستقيم بر اين حوزه دارند.
در سالهاي اخير چالشهاي توليد داخلي بيشتر شده است چون برخي دستگاههاي اجرائي اولويتهاي ديگري را بهجاي حمايت از محصولات توليد داخل در نظر گرفته اند.
اگر سياست کلي کشور حمايت از توليد است، نظام سلامت کشور نميتواند جداي از اين سياست عمل کند. بنابراين به نظر ميرسد بخشي از نظام سلامت، حمايت از توليد را اولويت خود نميداند و بر موارد ديگري نظير قيمت ارزان درمان متمرکزشده است. 

  دولت و مديران دولتي ميگويند سياستگذاريها براي حمايت از توليد صورت ميگيرد. براي مثال قيمت گذاري يکي از سياستهايي است که از ديد آنها قرار نيست مانعي بر سر راه توليد باشد. شما در اين خصوص چطور فکر ميکنيد؟

اگر اراده بر تقويت توليد باشد بايد به توليدکننده اختيار و آزادي عمل بيشتري داده شود. يکي از چالشهايي که در سالهاي اخير با آن مواجهيم قيمتگذاري محصولات و کالاهاست.
فرآيند قيمتگذاري بايد به منافع و يا حداقل حفظ حيات توليدکنندگان هم توجه کند، نه تنها به منفعت دريافت کننده خدمت. از ديد ما تفاوتي ندارد که چه نهاد يا ارگان دولتي متولي قيمتگذاري باشد. انجمنها و اتحاديه ها در اين زمينه نگرانيهايي دارند. بهتر است يکي از نهادها با جرات تمام قيمتگذاري را  با در نظر گرفتن اقتضائات توليد و درمان اعمال کند.

  کميسيون قيمت گذاري که اخيراً براي انتقال ديدگاههاي فعالان صنفي به سياستگذاران شکل گرفته است، قرار بود مدلهاي کارشناسي قيمتگذاري که در کشورهاي پيشرفته اجراشده را در اين کميسيون موردبحث قرار دهد و يک مدل انتخاب يا تدوين کند. در جلسات اخير اين کميسيون چه موضوعاتي مطرح شد؟

بخش مهمي از بحثهايي که در جلسات اخير عنوان شد در پاسخ به اين سؤال بود که کدام نهاد بايد قيمتگذاري را انجام دهد. در اين ميان گزينه هايي نظير سازمان حمايت توليدکنندگان، توزيعکنندگان و مصرفکنندگان، وزارت بهداشت، اداره کل نظارت و ارزيابي تجهيزات پزشکي مطرحشده است. ساير مباحث در راستاي تدوين دستورالعمل محاسبه و تعيين قيمت انجامشده است، براي ما تفاوتي نميکند چه نهادي اين کار را انجام ميدهد. مهم اين است که استراتژي مشخصي در اين زمينه پيشگرفته شود؛استراتژي که مبتني بر تحقيقات کارشناسي و ميداني بازار باشد و اقتضائات فعالان اين حوزه را هم در نظر بگيرد. روش تعيين قيمت از قبل در کشور مصوب بوده و وجود داشته است و دوبارهکاري اتلاف وقت است.
به نظر ميرسد که امروز موضوع قيمتگذاري بدون متولي است و زمان هم درحال از دست رفتن است. سؤال اساسي اين است که آيا ميتوان بدون در نظر گرفتن نوسانات نرخ ارز محصولات را در بازار عرضه کرد؟ اگر چنين چيزي ممکن ميشد بسيار خوب بود چون هزينه درمان هم کاهش پيدا ميکرد. هر ارگاني که قرار باشد مسئوليت قيمت گذاري تجهيزات پزشکي را به عهده بگيرد ناچار بايد به اين موضوع فکر کند و براي آن راهحلي بينديشد.

  پيشنهاد شما در اين زمينه چيست؟ آيا با دخالت دولت در قيمت ها موافقيد؟
گزينه مطلوب ما اين است که هر شرکت براساس قوانين و ضوابط موجود راساً اقدام به قيمتگذاري کند. اگر کساني هم تخلف کردند که قطعاً تعدادشان کم است با آن افراد برخورد شود. اما اينکه آخرين ماه سال 96 هم برسد اما هنوز تصميمي درزمينه قيمتگذاري گرفته نشده باشد نه تنها براي توليد بلکه براي ساير تأمينکنندگان تجهيزات پزشکي هم يک آسيب جدي و ضايعه است.

  به نظر شما مدل پيشين قيمتگذاري چه ويژگيها و تأثيراتي بر بازار داشت. 22 هزار کالا قيمتگذاري شد به نظر خبر خوبي ميرسيد اما ظاهراً دردسرهايي براي شرکتهاي فعال ايجاد کرده بود.
طبيعتاً زماني که قرار باشد اين تعداد کالاي متنوع با بدنه کارشناسي محدود، قيمتگذاري شود چنين نتيجهاي در پي خواهد داشت. مگر يک نفر چقدر ظرفيت دارد که بتواند اينهمه کالاي متنوع را قيمتگذاري کند. حتي نوشتن اين تعداد قيمت در يک جدول از سوي 10 نفر کارشناس بسيار زمانبر است چه برسد به بررسي کارشناسي آن.
بخش اعظمي از خريداران محصولات ما که دانشگاههاي علوم پزشکي هستند و مجبورند از قيمت سايت اداره کل تجهيزات پزشکي پيروي کنند اين سؤال را داشتند که چرا قيمت سايت تثبيت نشده و بلاتکليف مانده است. از سوي ديگر با افزايش قيمت مواد اوليه هنوز قيمت کالاهاي ما بلاتکليف است. هرچند که جلساتي برگزارشده و قول هايي در خصوص قيمت گذاري به ما دادهاند اما نبود سياستي براي حمايت از توليد به ما لطمه زده است.
15 سال است که ما طبق سياستهاي وزارت بهداشت و قيمتگذاري اداره کل پيشرفته ايم اما ازآنجاکه امسال هيچ استراتژي مشخصي اعلام نشده نميدانيم براساس چه برنامهاي بايد پيش برويم. بااينحال براي شروع کار کارشناسي آمادگي داريم. کميسيون قيمتگذاري که تعداد محدودي عضو دارد نميتواند براي طيف متنوعي کالا قيمت تعيين کنند. براي تعيين قيمت کالاهاي متنوع بايد با حضور متخصصان امر، جلسات تخصصي و کارشناسي برگزار شود.

  نظر شما در خصوص واگذاري اموري نظير کارشناسي قيمت واقعي تجهيزات پزشکي از اداره کل نظارت و ارزيابي به فعالان بخش خصوصي چيست؟
هرچقدر دولت کوچکتر باشد و از اجرا بيشتر فاصله بگيرد اين موضوع به نفع همه خواهد بود. بنابراين زماني که مسئوليتها را به کنسرسيوم انجمنهاي صنفي واگذار کنيم اين امکان که از کارشناسان متبحرتر و متنوعتري استفاده شود بيشتر خواهد بود. در حيطه دانشبنيان معاونت علمي رياست جمهور هم مأموريت تعيين کيفيت شرکتهاي دانشبنيان را به تعدادي شرکت واگذار کرده است. اگر قرار بود راساً اقدام به چنين کاري ميکرد نياز به بدنهاي وسيع و تعداد زيادي کادر اداري داشت.

  موضوع ديگري که به نظر ميرسيد در زمان خودش براي شما که توليدکننده محصولات مصرفي دياليز هستيد چالش بود، ادعاهايي در مورد گرانبودن صافي دياليز توليد داخل بود. از ديد شما کيفيت صافي دياليز توليد داخل در چه سطحي است؟

اطلاعاتي که به يک فرد تصميم گيرنده داده ميشود هميشه حياتيترين ابزار براي تصميمگيري درست است. از چند سال پيش سياهنماييها و اطلاعات ناقص و نادرستي در خصوص صافيهاي دياليز توليد داخل به وزارت بهداشت رسيده است. در جريان اين اتفاق، استانداردها و شاخصهاي عملکردي درمان و کفايت دياليز را در صافيهاي ايراني نشان داديم و اثبات کرديم که صافيهاي ايراني از کيفيت لازم برخوردار هستند، به همين دليل اين ادعا کمرنگ شد. سپس موضوع نبود تنوع در صافيهاي توليد داخل مطرح شد. عدهاي ميگفتند اين صافيها High flux نيستند درحاليکه رتبه High flux صافيهاي دياليز ايراني 60 درصد تأمين شد. اين درواقع دستاورد بزرگي است که براي کشور ايران است و در طول سالها تلاش توانستيم به اين سطح برسيم.
ادعاهاي ديگري نظير کم اثربودن صافيهاي دياليز توليد داخل هم بعدازاين موضوع مطرح شد که با ارائه مدرک، اثرگذاري بالاي محصولات را ثابت کرديم. آخرين بحثي که اين عده مطرح کردند در خصوص قيمت صافيهاي دياليز بود. به نظر من از روي عمد به وزير بهداشت اطلاعات نادرستي داده شد و در کمال بيمهري چنين مطرح کردند که قيمت صافيهاي دياليز ايراني از محصول وارداتي گرانتر است و توليدکننده داخلي غيرمنصفانه قيمتگذاري ميکند. تا درنتيجه اين امر، واردات اين محصول رونق بيشتري بگيرد.
اين در حالي است که طي 15 سال اخير محصولات توليدي در زمينه دياليز باقيمت مصوب وزارت بهداشت فروختهشده است. از سوي ديگر قيمت ما 10 تا 30 درصد از محصول مشابه خود که محصول کمپانيهاي ژاپني و اروپايي است کمتر است. تأکيد ميکنم که صافي ايراني از صافيهاي بيکيفيت چيني قطعاً گرانتر است اما اين تفاوت قيمت به دليل سطح عملکرد و کيفيت است.
ما آمادهايم که مدارک خود را در جلسات کارشناسي ارائه کنيم و هر قيمتي محاسبه شد از آن اطاعت کنيم. مضاف بر اينکه تاکنون نيز محصولات را با قيمت مصوب عرضه کرده ايم و هيچگاه راساً اقدام به قيمتگذاري نکردهايم.
متأسفانه امسال کارشناسي قيمت از ما دريغ شد. عليرغم اينکه کساني که آن ادعاها را در مورد کيفيت صافي دياليز ايراني مطرح کردند در حال حاضر در بخش درمان نيستند و به بخشهاي ديگري رفتهاند اما تبعات افکارشان باقيست.

  در زمينه صادرات چه اقداماتي انجام دادهايد؟
کشورهاي هدف صادراتي ما سوريه، عراق، کشورهاي CIS نظير تاجيکستان و ... و همچنين آلمان هستند.
صادرات به آلمان براي ما بسيار افتخارآميز است چون تا همين چند سال پيش بابت حق امتياز و خريد دانش فني توليد همين محصولات هزينه پرداخت ميکرديم و حالا ميتوانيم همان محصول را به آنها صادر کنيم. اين براي ما و براي کشورمان افتخار بزرگي است.
صافي دياليزي که در کشور توليد ميشود معادل بهترين صافيهاي دياليز در جهان است. وزارت بهداشت نيز بعد از بررسي و تحقيقات باليني خود به اين موضوع اذعان دارد. مضاف بر اينکه صادرات ما به کشورهاي اروپايي اين موضوع را تائيد ميکند.
15 سال قبل، دياليز ايران نقطهضعفي براي کشور بود اما امروز نقطهقوت و يکي از راههاي صادرات است. کشور ما ميتواند تبديل به قطب دياليز در منطقه شود. ايران تنها کشور توليدکننده در خاورميانه است. تابه حال بيش از 20 ميليون دلار صادرات داشتهايم. اگر نگاه به توليد تغيير کند اين هدف ميتواند محقق شود.

  وجود فرآيندهايي نظير خريد متمرکز تجهيزات پزشکي چه پيامدهايي براي توليد در اين حوزه دارد؟
به نظر من کشور سالهاست از اقدامات اينچنيني عبور کرده است. اگر در برههاي مانند دهه 60 و اوايل دهه 70  بهدليل جنگ و فقدان وجود شرکتهاي عامل چنين اقداماتي لازم بود، امروز نيازي نيست دولت راساً اقدام به واردات کالا کند. نمايندگان و شرکتهايي هستند که ميتوانند اين کار را به نحو احسن انجام دهند.
هيئتامنا از معافيتهاي استثنايي برخوردار است که تنها يک شرکت دولتي ميتواند از آن بهرهمند باشد. اين معافيت ها شامل معافيت از پرداخت هر نوع ماليات، معافيت از پرداخت عوارض گمرکي و ارزشافزوده و عدم مطرحبودن سود ميشود.
در چنين شرايطي قاعدتاً هيچ واردکنندهاي توان رقابت با هيئت امنا را ندارد چه برسد به يک توليدکننده داخلي. توليدکنندهاي که مجبور است تمام اين موارد را پرداخت کند چطور ميتواند با هيئت امنا در بحث قيمت محصول رقابت کند. اين موضوع عادلانه نيست. قوانين کشور براساس حفظ بازار سالم رقابتي وضعشده است و صراحتاً اشاره ميکند که وقتي سازماني اهرم هايي براي انحصار دارد و رقابت در بازار را از بين ميبرد بايد محدود شود. در اين خصوص ميتوان از سازمان ملي رقابت و ستاد تنظيم بازار استعلام کرد.

  فکر ميکنيد اگر قرار باشد بهجاي محصولات شما از شرکت ديگري خريد متمرکز انجام شود ميتوانيد با آنها رقابت کنيد؟
ما بهعنوان توليدکننده از همين ابتدا اعلام ميکنيم توان رقابت با چنين سازماني را نداريم و اگر روزي هيئتامنا تصميم بگيرد از چين يا هند صافي دياليز وارد کند به هيچوجه امکان رقابت با آنها براي ما وجود ندارد. اگر قرار باشد صافي دياليز باکيفيت ژاپني و اروپايي وارد کند با آنها رقابت خواهيم کرد البته تأکيد ميکنم که به هرحال اين رقابت عادلانه نيست.  شايد هيئت امنا بهتر است تنها درزماني که کالاي اساسي با کمبود مواجه ميشود ورود کرده و کالا را تأمين کند.

  طي سالهاي اخير حاشيه سود توليدکننده چقدر بيشتر يا کمترشده است؟
در سالهاي قبل حاشيه سودي که نهادهاي دولتي مختلف براي توليدکنندگان قائل ميشدند حداکثر 15 تا 17 درصد بود درحاليکه براي واردات از 18 درصد به بالا سود در نظر گرفته ميشد و عملاً محاسبات به نفع واردات انجام ميشد. اين تبعيض در قوانين نيز وجود دارد و اين تنها يک نمونه آن است. اين حاشيه سود از ابتدا براي توليدکنندگان کمتر بوده است.
همانطور که ميدانيد ملزومات مصرفي پزشکي وارداتي از پرداخت ارزشافزوده معاف هستند اما وقتي توليدکننده ميخواهد مواد اوليه وارد کند بايد ارزشافزوده پرداخت کند. بنابراين در اولين قدم توليدکننده 9 درصد از واردکننده عقبتر است. اگر به دنبال توليد بيشتر هستيم بايد قوانين بازنگري شوند. در مورد پرداخت ماليات و اخذ مجوزهاي مختلف هم مشوقي نداريم. معافيت هايي که کشورهاي همسايه براي توليدکننده درنظر گرفته اند بسيار بيشتر از چيزي است که در ايران لحاظ ميشود. اگر قرار است محصولات توليدي ما در سطح کشوري نظير ژاپن باشد، حمايتها هم بايد تقريباً مساوي با آنها باشد.
زماني که بهعنوان توليدکننده وارد اين حوزه شديم همه اين سختيها را به جان خريديم. بنابراين با مشکلات آشنا هستيم اما دولت ميتواند اقدامات زيادي براي حمايت از توليد انجام دهد. يکي از آنها هم اختصاص بودجه از صندوق توسعه ملي براي تسهيلات کمبهره است که مدتهاست انجامنشده است. در اين شرايط که عوارض، ماليات، ارزشافزوده و ... را پرداخت ميکنيم و قيمت گذاري را هم ميپذيريم؛ سؤالي که پيش ميآيد اين است که اصلاً کسي به توليد و حمايت از آن فکر ميکند؟! اگر چنين ارادهاي وجود دارد بايد به شکل تنظيم قانون خود را نشان دهد. بهبياني ديگر دولت حداقل از واردات حمايت نکند. در حال حاضر واردات در حوزههاي مختلف بانکي، ارزي، قيمتگذاري، ماليات، سرمايهگذاري داراي قوانين حمايتي فراواني هستند که نمونههاي آن به هيچ توليدکنندهاي تعلق نميگيرد.

  اوراق قرضه پيشنهادي است که امروز از سوي مراکز درماني براي تسويه مطالباتشان مطرحشده اما براي اغلب شرکتها راضي کننده نيست. شما با دريافت اوراق موافقيد؟
يکي از بزرگترين چالشها مطالبات ريالي ماست که نقدينگي شرکتها را تهديد کرده و باعث شده حتي نتوانند حقوق پرسنل، بيمه و اقساط بانکي خود را هم پرداخت کنند. اين خطر وجود دارد که بخشي از فرآيند توليد را نيز متوقف کنند. فراموش نکنيم که اين اتفاقات ضايعه بزرگي براي کشور است.
اين چالشي است که نزديک به هزار شرکت با آن دست وپنجه نرم ميکنند. به علاوه تمام اين اتفاقات،  تعديل نيرو و ورشکستگي بسياري از شرکتها نيز قريبالوقوع است همانطور که متأسفانه براي برخي از شرکتها چنين اتفاقاتي رخداده است. نظام بازپرداخت تجهيزات پزشکي از ابتدا دچار مشکلات و نواقصي بود اما امروز شرايط پيچيدهتر و سختتر شده است. براي حل اين مشکل بايد سريعاً تصميمي گرفته شود.
تابه حال کسي بهصورت مستقيم به ما پيشنهاد دريافت اوراق نداده است اما چندان فرقي نميکند. نقدشدن پول بعد از  يک تا سه سال يک آسيب جدي است. سالهاي گذشته بخشي از مطالبات را به فاصله يک ماه تا يک ماه و نيم بعد از خريد مراکز درماني به صورت نقد دريافت ميکرديم. هماکنون مراکزي هستند که بيش از دو سال است  مطالبات ما را پرداخت نکردهاند.
البته اوراق تسويه گزينه خوبي است؛ اينکه ما بتوانيم بخشي از طلب خود را با بخشي از بدهي خود به مراکز دولتي شامل بانکها و سازمانهاي امور مالياتي تسويه کنيم اتفاق خوبي است اما در اجرائيشدن اين فرآيند موانع ساختاري بسياري وجود دارد.

  شرکتهاي تجهيزات پزشکي در جريان افزايش پوشش خدمات درماني با مشکلات مالي مواجه شدند و اين موضوع با آنها آسيب زد. شما چه آسيبهايي ديديد؟

بدترين  آسيبي که به ما وارد شد متوقف شدن طرحهاي توسعه بود. درست زماني که قرار بود براي صادرات خيز بلند برداشته شود و کارخانه هاي جديدي براي صادرات 50 ميليون يورويي در سال و در قالب60 ميليون قطعه راهاندازي کنيم، اين اتفاقات رخ داد. قراردادهاي اوليه براي تأسيس دو کارخانه ديگر هم بسته شده بود که متوقف شد. بهمحض اينکه اين طرحها راهاندازي شود کشور از واردات برخي از مواد اوليه استراتژيک موردنياز دياليز مانند فايبر و پودرهاي بيکربنات سديم بي نياز خواهد شد. البته ما تمام تلاش خود را ميکنيم که  اين طرحها را مجدداً به راه بيندازيم اما نبايد فراموش کرد که تعطيل شدن طرحهاي توسعه هر شرکت ضايعهاي براي کل کشور است.
خيلي ساده است که يک شرکت مانند ما در همين سطح بماند اما ماندن در يک سطح، کاهش کيفيت و بهره وري را به دنبال دارد. مجموعه اي موفق است که خلاق باشد و دائم پيشرفت کند. اتفاق خوبي که براي ما در حال رخدادن بود اما به دليل وصولنشدن مطالبات، معطل ماند. اميدوارم تصميماتي که اتخاذ ميشود مسير بازگشت ما به سمت صادرات را هموار کند.

  در جريان پيشرفت علم مهندسي پزشکي و تعطيلشدن طرحهاي توسعه شما، آيا اين امکان وجود دارد که در سالهاي آينده مجبور به نوسازي بخش مهمي از تجهيزات شويد؟
صنعت تجهيزات پزشکي دائماً در حال پيشرفت است. ما تلاش کردهايم که از پيشرفتها و اختراعات عقب نمانيم. برنامه دياليز در منزل يکي از طرحهايي بود که پيش از چالش تأخير در مطالبات درحال کار روي آن بوديم. امروز اما کمتر به آن فکر ميکنيم. بخش زيادي از مشکلات فني که در اين زمينه وجود دارد را حل کرده ايم. بااجراي اين طرح هزينه هاي دياليز در کشور کاهش محسوسي خواهد داشت و کيفيت زندگي بيماران دياليزي نيز ارتقا پيدا ميکند.

  اگر به عنوان سخن آخر موضوعي هست که تمايل داريد مطرح کنيد بفرماييد.
افزايش تعرفه بر وارداتِ محصولِ آماده، بهترين و فنيترين حمايت از توليدات داخل است که در سراسر جهان انجام ميشود. اين فرآيند حتي در کشورهايي که عضو WTO هستند و داعيهدار اقتصاد آزاد هستند به وفور مشاهده ميشود. اگر ميل به حمايت از محصول داخلي داريم همين افزايش تعرفه براي آن کافي است.

Majid_arab204.jpg

قائم مقام مدیرعامل شرکت مهران طب شیراز:
فرهنگ سازی، کلید پیشرفت تولید
غیرت ملی کمرنگ شده است


درحاليکه بسياري از محصولات موردنياز ما در داخل کشور توليد ميشود اما مردم در خريد آن ترديد ميکنند. مهندس مجيد عرب، قائم مقام مديرعامل شرکت مهران طب شيراز بر اين باور است که اين رفتار مردم نشانه کمرنگ شدن غيرت ملي است. او ميگويد کليد پيشرفت توليد فرهنگسازي است. عرب که تجربه حضور در عرصه دولتي و خصوصي را باهم دارد، تعيين درصد واقعي براي واردات به همراه اخذ تعرفه واقعي و اختصاص آن به توليدکننده را از ديگر راهکارهاي توسعه و تقويت توليد ميداند. در ادامه مصاحبه ما با مهندس عرب را ميخوانيد.

  توليد در صنعت درمان از چه زمان آغاز شد؟
شروع توليد در صنعت درمان يا اقلام مصرفي در دهه 70 آغاز و سپس در دهه 80 آئيننامه نظاممندکردن فرآيندهاي مرتبط با آن توسط وزارت بهداشت تصويب و ابلاغ شد. اوايل انقلاب مشکلات زيادي در راستاي تأمين اقلام مصرفي و تجهيزات، حتي تأمين گازهاي سوختگي، سرنگ، آنژيوکت، باند گچي و ... وجود داشت. عليرغم اين مشکلات بعد از گذشت نزديک به دو دهه از آن روزها در حال حاضر توليدکنندگان صنعت پزشکي در حال توليد دستگاههاي Hi-Tech هستند و برخي اقلام نيز به کشورهاي پيشرفته صادر ميشود.

  شرايط کنوني توليد در اين حوزه را چطور ارزيابي ميکنيد؟
عليرغم تلاش و پيشرفتهاي کمي و کيفي که در اين سه دهه انجامشده به نظر ميرسد هنوز به مرحلهاي که مطلوب باشد نرسيدهايم. به همين منظور چند سال است که در سرفصل سياستگذاريهاي کلان کشور توليد در اولويت است و اميدواريم باهمت مسئولين و توليدکنندگان،  شاهد تحول و جهش مضاعف در  توليد واقعي باشيم.

   طلايي ترين دوره توليد چه دورهاي بود؟
اواخر دهه 80 توليد تجهيزات پزشکي دوران طلايي خود را سپري کرد چرا که سياستهايي نظير بسترسازي مناسب و تصويب آئيننامه نظاممندکردن توليد و تثبيت نرخ ارزي به اجرا در آمد.

  آيا طي اين 20 سال از توليدکننده حمايتي شده است؟
قطعاً حمايتهايي توسط مسئولين صورت گرفته ولي اين حمايتها عمدتاً بهصورت مالي انجامنشده است. در کشورهاي مترقي بخشي از هزينه هاي سود و عوارض گمرکي بر محصولات وارداتي که مشابه توليد داخل دارند به توليدکنندگان پرداخت ميشود که معمولاً در بخش تحقيق و توسعه (R&D) توليدکنندگان صرفشده و  رشد جهشي توليدکنندگان را در پي دارد.

  يکي از ادعاهايي که هميشه در مورد توليدکنندگان مطرح ميشود اين است که توليد داخلي چيزي بيش از سرهم کردن قطعات خارجي نيست. ديدگاه شما در اين خصوص چيست؟
در کشورهاي پيشرفته توليدکنندگان با استفاده از توان سايرين و قطعه سازان محصول باکيفيت را با هزينه کمتر ارائه ميکنند. اگر بخواهند تمامي قطعات موردنياز را به تنهايي توليد کنند، ازنظر کيفيت و قيمت نميتوانند خروجي مناسب و قابل رقابتي داشته باشند. به همين دليل از طريق همافزايي با ساير قطعه سازان ميتوان نسبت به توليد تجهيزاتي باکيفيت بالاتر اقدام کرد. مهم برندسازي، توليد دستگاه باکيفيت و ارائه خدمات پس از فروش مطلوب و مسئوليتپذيري توليدکنندگان است. ضمناً بايد خدمتتان عرض کنم توليد باکيفيت در کشور در هر مرحلهاي اعم از مونتاژ يا مستقل به نفع نظام سلامت است و باعث کنترل قيمت اقلام وارداتي ميشود. در همين راستا دستگاههاي راديولوژي ديجيتال را ميتوان  مثال زد. پيش از شروع توليد محصولات اين گروه از کالاها در کشور، قيمت در چه سطحي بوده و پس از توليد حتي بهصورت مونتاژ در چه سطحي است؟ توليد داخلي باعث تنزل 50 درصدي قيمتها در اقلام وارداتي مشابه بوده است. ضمن اينکه در حال حاضر با صادرات به کشورهاي همجوار بخشي از بازار کمپانيهاي خارجي به توليدکنندگان داخلي اختصاص يافته است. در زمينه خدمات پس از فروش و گارانتي مشاهده ميکنيد که با چند برابرشدن گارانتيها و خدمات پس از فروشِ بهروز از سوي شرکتهاي توليدکننده، رضايت بهره برداران جلب شده است. ضمن اينکه با بوميسازي و اشراف کامل به توان فني متخصصان کشور ميتوان با توجه به نياز مراکز درماني نسبت به توليد دستگاهها اقدام و با همان ظرفيت موردنظر مرکز، نسبت به ساخت آن اقدام نمود که خود مقولهاي مهمي براي کاربران است.

  توليد واقعي چه سهمي از بازار صنعت درمان را در اختيار دارد؟
در توليد اقلام و تجهيزات پزشکي براساس الزامات وزارت صنعت و وزارت بهداشت نسبت به توليد باکيفيت اقدام ميشود. توليدکنندگاني که داراي پروانه هاي فوق هستند قطعاً محصولات باکيفيت را روانه بازار مصرف ميکنند. در صورت بسترسازي مناسب تمامي توليدکنندگان مايل به استفاده از امکانات داخل کشور هستند و تلاش ميکنند در صورت آماده بودن شرايط به توليد مستقل برسند. بااينحال توليد در همين سطح نيز منجر به شکسته شدن قيمت کالاهاي وارداتي و کاهش هزينه هاي نظام سلامت شده است.

   فکر ميکنيد مهمترين نياز شما زماني که به توليد مستقل برسيد، چيست؟
براي رسيدن به استقلال در توليد نياز به زمان و حمايت دولت داريم تا بتوانيم با اتکا به توان داخلي خود نياز کشور را تأمين کنيم.

   به عنوان يک توليد کننده، با تحميل خريد محصولات توليد داخل به مراکز درماني موافقيد؟
خير. ما به دنبال چنين چيزي نيستيم. ما به نظارتهاي دقيق نياز داريم که بتواند سياستگذاري کلان کشور که مصوبه هيئت دولت است را رعايت کند.

  شما با واردات کالاي مشابه توليد داخل براي حفظ رقابت در بازار و ارتقاي کيفيت محصولات داخلي موافقيد يا خير؟
من هيچگاه با اين منطق موافق نبودم. ايراد اول اين است که بايد منظور از ميزان واردات مشخص شود. بارها شده که اعلام کردهاند 10 درصد واردات از کالاهاي توليدي قانوني است. سؤالي که در اينجا پيش ميآيد اين است که 10 درصد از چقدر. آيا آمار دقيق در مورد ميزان مصرف و نياز وجود دارد. يکي از مهمترين مشکلات ما اين است که نميدانيم نياز کشور در سال چقدر است. اگر اين آمارها ساليانه اعلام شود توليدکننده بر اساس سهمي که از بازار دارد نسبت به توليدات خود اقدام و باعث رشد و تعالي در حوزه کار خود ميشود.
در دنيا هم واردات کالاهاي مشابهِ توليدِ داخل با تعرفه سنگين و برخي مقررات کنترل ميشود. ضمن اينکه توليدکننده در خلاء فکر نميکند که لازم باشد محصولات خارجي وارد شود و کيفيت محصولات توليدي  ارتقا يابد. ضمن اينکه توليدکنندگان داخلي باهم در رقابت هستند و تلاش ميکنند با ارائه محصولات و خدمات پس از فروش باکيفيتتر، سهم بيشتري از بازار داشته باشند.
  به صرفه است که در همه زمينه ها محصول توليد کنيم؟
تا زماني که نيازمند کمک کشورهاي خارجي باشيم پيشرفت نخواهيم کرد و مجبوريم مواد خام و انرژيهاي زيرزميني کشورمان را در ازاي دريافت کالا به حراج بگذاريم. مضاف بر اينکه برخي از کشورهاي خارجي از هر راهي که بتوانند سلطه گري ميکنند.
چرا بايد از کشوري که به ما توهين ميکند خريد کنيم درحاليکه ميتوانيم همان کالا را در صورت عدم توليد از ساير کشورها تهيه کنيم. اين رفتار به اين معناست که غيرت ملي کمرنگ شده است. اين موضوعي فرهنگي است و ارتباطي به دولت ندارد.
جوانان اين کشور درحاليکه تحصيل کرده و فرهيخته هستند اما بيکار هستند. به نظر ميرسد اين رفتارها به اين شرايط بيکاري و کاهش رشد توليد دامن زده است.
به ياد دارم 40 سال پيش که با چند کارشناس ژاپني که به ايران آمده بودند، مواجه شدم. عليرغم وجود غذاهاي رنگارنگ ايراني، آنها غذاهايي که در ژاپن توليد ميشد را ميخوردند. وقتي دليلش را جويا شدم گفتند که ما ميخواهيم به نحوي پولمان به کشورمان بازگردد نه اينکه در کشور ديگري صرف شود. فکر ميکنم در اين زمينه فرهنگسازي نشده است. بخش زيادي از محصولاتي که ما به صورت روزمره مصرف ميکنيم در کشور توليد ميشود اما به دليل فقر فرهنگي و تجملگرايي، حاضر به استفاده ازآنها نيستيم. انگار ما ازخودبيگانهايم. نتيجه اين شرايط نيز فقر، عقبماندگي و بيکاري است.
  بنابراين از ديد شما کليد تقويت توليد، فرهنگسازي است؟
بله. فرهنگسازي اقدام مهمي براي پيشرفت توليد است. بيش از دو سال است که شعار اصلي سال کشور توليد است. در اين زمان عزم همگاني که براي پيشرفت در اين زمينه نياز است را کمتر حس کردم.
هيئت دولت طي مصوب هاي در اواخر سال 93، خريد برخي اقلام وارداتي که در کشور توليد ميشوند را براي مراکز درماني دولتي و نهادهاي عمومي ممنوع اعلام کرد. بسياري از مديران و مسئولين سازمانها و وزارتخانه ها هم تأکيد کردهاند که بايد بر اين اساس اقدام کنند. اما چه کسي بر روند تحقق اين مصوبه نظارت ميکنند!

  عملکرد هيئت امناي ارزي که مسئوليت خريد متمرکز را بر عهده دارد در راستاي حمايت از توليد ميبينيد يا مخالف با آن؟
اتفاقاتي که در هيئتامنا افتاد باعث رشد توليد شد. بخش زيادي از تخت هاي بستري از کشورهاي اروپايي وارد ميشد اما امروز چند توليدکننده مطرح ايراني در اين عرصه فعاليت ميکنند. يکي از توليدکنندگان در مالزي خط توليد راهاندازي کرده است و به کشورهاي ديگر نيز صادر ميکند. محصولاتي نظير الکتروکوتر، مانيتور و دستگاه هاي راديولوژي هم نمونه هاي ديگري از توانمندي توليدکنندگان ايراني هستند.
هيئتامنا با حمايت تمامقد از محصولات توليد داخل در زمينهاي که ما فعاليت ميکنيم به نفع توليدکنندگان داخلي گام برداشته است و جاي تشکر و قدرداني دارد.

  تأخير در بازپرداخت مطالبات چه آسيبهايي را براي شما به همراه داشته است؟
بازپرداخت وجوه بسيار بغرنج شده است. اگر اين سرمايه به موقع بازنگرددد دچار مشکلات زيادي ميشويم. در شرايط کنوني که طرح تحول نظام سلامت در حال اجرا است و بسياري از بيمارستانها تجهيز شدهاند، حمايت توليدکننده از دولت بسيار واضح و مشخص است. اما دولت نيز بايد با پرداخت به موقع هزينه کالاهاي دريافتي، باعث رشد و تعالي بيشتر توليدکنندگان باشد. حداقل آسيبي که ما در اين مدت ديديم اين بود که طرح تحقيق و توسعه شرکت به دليل عدم نقدينگي مناسب، معطل مانده است.

  روال اداري براي دريافت مجوزهاي موردنياز تا چه ميزان انرژي و هزينه بر است؟
توليدکننده براي توليد يک کالا بايد فرآيند دشواري را طي کند. ابتدا بايد پروانه و مجوز را از وزارت صنعت و وزارت بهداشت اخذ کند. سپس مواد اوليه و قطعات را تأمين کرده و کالا را توليد و روانه بازار کند. حالا بايد يک سال صبر کند تا به پول و سرمايه اش برسد. اما بعدازاين مدت به او ميگويند به جاي پول نقد، اوراق بگير و بعد از دو سال آن را نقد کن يا در شرايط کنوني با تنزيل 27 درصد آن را بفروش و به پول نقد برس. در اين شرايط نميتوان توقع داشت توليدکنندگان، خط جديدي راه اندازي کنند. اگر همت کنند فقط ميتوانند خود را سرپا نگهدارند. ثبت در سامانه نهادهاي مختلف براي واردات يا فروش کالا هم دردسرهاي خاص خود را دارد. نبود ارتباط بين اين سامانه ها روال اداري را دشوار ميکند و براي شرکتها هزينه ساز است.
تمديد زمان يک پروانه نبايد تا اين حد زمانبَر باشد. شايد يک نفر به ادارات مراجعه کند اما درواقع حدود 5 نفر هرروز بخشي از وقت خود را براي جمع آوري مدارک موردنياز صرف ميکنند. بهتر است اين اقدامات اداري با صرف وقت کمتر و آسانتر انجام شود.

   جديداً برخي از امور به يکي از انجمنها واگذارشده است!
بله. بعضي از اقدامات از قبيل رتبه بندي واگذار شده است. اميدواريم اقدامات ديگري نيز به انجمنها واگذاري شود تا رضايت توليدکنندگان بيشتر جلب شود. 
چندي پيش به دليل انتظار در تمديد زمان پروانه توليد، از شرکت در يکي از مناقصات کشوري محروم شديم که اين اتفاق خوبي براي توليدکنندگان نيست. اگر اين امکان مقدور بود که يک ماه زودتر از اتمام زمان پروانه ساخت، درخواست تمديد آن را صادر کنيم کمتر دچار مشکلاتي از اين دست ميشديم. مديران دولتي بايد از جايگاه سرمايه گذاران و توليدکنندگان به قوانين و آئيننامه هايي که ابلاغ ميشود، نگاه کنند و اين نکته را در نظر بگيرند که بنگاه هاي اقتصادي بايد در زمان مشخصي به سودآوري برسند.

  معمولاً تمديد پروانه ساخت چقدر طول ميکشد؟
در برخي موارد تمديد پروانه ساخت تا سه ماه زمان  ميبرد.

  تأثير قيمتگذاري بر بازار و به خصوص توليد را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
شخصاً موافق قيمتگذاري نيستم. اين بازار رقابتي است که بايد قيمت را تعيين کند. و ميتوان با اعلام توليدکنندگان مجاز در هر بخش از توليدات غيرقانوني و زير پله اي مبارزه کرد. توليدکنندگان مجاز هم با توجه به رتبه و ميزان کيفيت و دستهبندي محصولات خود هميشه در بحث افزايش کيفيت و کاهش قيمت در رقابت هستند. بنابراين همين رقابت به جاي قيمت گذاري خود موجب تعديل قيمت ها ميشود.

جستجو بر اساس موضوع:
           مطلب دیگری در این گروه مطالب یافت نشد.
جستجو بر اساس موضوع: